در معاملات دوشنبه ۲۸ سپتامبر، بهای نفت برنت بیش از یک درصد افزایش یافت و در محدوده ۱۰۵ دلار و ۶۴ سنت در هر بشکه قرار گرفت. نفت خام آمریکا نیز به حدود ۹۳ دلار رسید. یکی از عوامل اصلی این حرکت، افزایش نگرانیها درباره وضعیت تنگه هرمز و چشمانداز عرضه نفت خاورمیانه بود. رد پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز از سوی دونالد ترامپ نیز به افزایش نگرانی معاملهگران درباره استمرار اختلال در جریان انرژی کمک کرد.
اما در سوی دیگر بازار، طلا با فشار فروش سنگینی مواجه شد. قیمت طلای نقدی در مقطعی با افت بیش از ۲ درصد به حدود ۴۱۷۲ دلار در هر اونس رسید؛ سطحی که پایینترین قیمت از اوایل اوت محسوب میشود.
چرا نفت از تنش سود میبرد؟
نفت مستقیماً به مسئله عرضه و تقاضای فیزیکی وابسته است. وقتی احتمال اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، کاهش صادرات یا آسیب به زیرساختهای نفتی افزایش پیدا میکند، بازار بلافاصله «حق ریسک» بیشتری روی قیمت نفت قرار میدهد.
تنگه هرمز در این میان اهمیت ویژهای دارد. هرگونه اختلال پایدار در این مسیر میتواند جریان بخشی از نفت و فرآوردههای خاورمیانه را با مشکل مواجه کند. بنابراین حتی پیش از آنکه کاهش واقعی عرضه اتفاق بیفتد، احتمال کاهش عرضه آینده میتواند قیمت نفت را بالا ببرد.
از این منظر، نفت در شرایط فعلی بیشتر از «ترس از کمبود انرژی» تغذیه میکند تا صرفاً ترس از جنگ.
چرا طلا از همان تنش آسیب دید؟
معادله طلا متفاوت است. طلا سود دورهای یا بهره پرداخت نمیکند. بنابراین هنگامی که نرخ بازده اوراق دولتی آمریکا افزایش مییابد، نگهداری طلا در مقایسه با داراییهای بهرهدار جذابیت نسبی کمتری پیدا میکند.
اتفاق مهم روز دوشنبه همینجا رخ داد: افزایش قیمت نفت نگرانیهای تورمی را بیشتر کرد و بازار را به سمت احتمال تداوم سیاست پولی انقباضیتر فدرال رزرو سوق داد. گزارش رویترز نیز افت طلا را مستقیماً به افزایش قیمت نفت، تشدید نگرانیهای تورمی و افزایش انتظارات برای افزایش نرخ بهره مرتبط دانست.
در واقع، همان خبری که برای نفت مثبت است، میتواند برای طلا منفی باشد.
نفت گران؛ دشمن جدید طلا؟
تا همین چند سال قبل، در ذهن بسیاری از سرمایهگذاران یک رابطه ساده وجود داشت: جنگ و نااطمینانی بیشتر، یعنی تقاضای بیشتر برای طلا. اما بازار فعلی نشان میدهد این رابطه دیگر همیشه خطی نیست.
اگر تنش ژئوپلیتیک باعث افزایش نفت شود، نفت گرانتر میتواند تورم را بالا نگه دارد. تورم بالاتر نیز ممکن است بانک مرکزی آمریکا را از کاهش سریع نرخ بهره دور کند یا حتی احتمال افزایش نرخها را بیشتر کند. نتیجه، افزایش بازده اوراق و تقویت دلار است؛ دو عاملی که معمولاً برای طلا فشار نزولی ایجاد میکنند.
در هفتههای اخیر نیز همین الگو دیده شده است. رویترز گزارش داده که افزایش انتظارات برای تداوم نرخهای بهره بالا، در کنار قدرت گرفتن دلار، فشار مضاعفی بر طلا وارد کرده است.
معادله جدید بازار چیست؟
به نظر میرسد بازار جهانی اکنون در حال حرکت از یک معادله ساده «جنگ = طلا» به یک معادله چندمتغیره است:
تنش ژئوپلیتیک ← نفت بالاتر ← تورم بالاتر ← نرخ بهره بالاتر ← دلار قویتر ← فشار بر طلا
البته این روند قطعی و دائمی نیست. اگر تنشها به مرحلهای برسد که رشد اقتصادی جهان را به شکل جدی تهدید کند، جریان سرمایه میتواند دوباره به سمت طلا برگردد. همچنین هرگونه کاهش معنادار نرخهای بهره یا تضعیف دلار میتواند شرایط طلا را تغییر دهد.
بنابراین، رفتار متفاوت نفت و طلا در روزهای اخیر یک تناقض ساده نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر اولویت بازارها است. نفت در حال قیمتگذاری ریسک کمبود انرژی است و طلا همزمان با آن، هزینه تورمی همین بحران و واکنش احتمالی بانکهای مرکزی را محاسبه میکند.
در چنین شرایطی، جهت بعدی بازارهای جهانی بیش از هر چیز به سه متغیر وابسته خواهد بود: سرنوشت تنشهای خاورمیانه و تنگه هرمز، مسیر قیمت نفت و واکنش فدرال رزرو به تورم. هر کدام از این سه متغیر میتواند دوباره رابطه نفت، دلار، اوراق و طلا را تغییر دهد.