به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین به قلم هانیه سادات احمدی، افزایش قیمت نفت تا محدوده ۱۰۶ دلار در هر بشکه، در نگاه نخست برای کشوری مانند ایران که بخش مهمی از درآمدهای ارزی آن به صادرات انرژی وابسته است، یک فرصت کمنظیر به نظر میرسد.
افزایش قیمت جهانی نفت میتواند ارزش هر بشکه صادراتی را بالا ببرد و در صورت ثابت ماندن حجم فروش، درآمدهای ارزی بیشتری برای کشور ایجاد کند. اما برای ایران، مسئله فقط «قیمت نفت» نیست؛ بلکه فاصله میان قیمت روی تابلوهای جهانی و مبلغی است که در نهایت به دست فروشنده ایرانی میرسد، اهمیت تعیینکنندهای دارد.
در شرایط عادی، نفت ۱۰۶ دلاری به معنای آن است که هر یک میلیون بشکه صادرات، ارزش ناخالصی حدود ۱۰۶ میلیون دلار دارد. اما نفت ایران در شرایط تحریم الزاماً با قیمت شاخص جهانی فروخته نمیشود. تخفیف به خریدار، هزینه حمل، بیمه، واسطهها، انتقال پول، تغییر مسیر محمولهها و هزینههای مرتبط با دور زدن محدودیتهای مالی و بانکی، بخشی از این ارزش را کاهش میدهد.
بررسیهای منتشرشده درباره صادرات نفت ایران نیز نشان میدهد که این فاصله میتواند قابل توجه باشد. بر اساس تحلیل ایران اوپن دیتا، ایران از سال ۲۰۱۲ تا مه ۲۰۲۶ به دلیل کاهش حجم صادرات و هزینههای مرتبط با تحریمها حدود ۵۴۰ میلیارد دلار درآمد بالقوه نفتی را از دست داده است. این گزارش همچنین برآورد میکند که دستکم ۲۵ درصد از درآمد اسمی محمولههای نفتی به دلیل تخفیف، واسطهها و مسیرهای پرهزینه صادراتی از بین رفته است.
بنابراین، افزایش قیمت نفت برای ایران یک شمشیر دولبه است. از یک سو، اگر کشور بتواند حجم صادرات را حفظ کند، قیمت بالاتر میتواند حتی با وجود تخفیف، درآمد نهایی را افزایش دهد. از سوی دیگر، اگر افزایش قیمت جهانی نفت ناشی از بحرانهای ژئوپلیتیک و اختلال در مسیرهای صادراتی باشد، ممکن است همان بحرانی که قیمت را بالا برده، توان ایران برای صادرات را نیز کاهش دهد.
نمونه این تناقض در سال ۲۰۲۶ قابل مشاهده بوده است. در مقطعی که قیمت نفت به دلیل تحولات منطقهای افزایش یافت، صادرات ایران نیز با محدودیتهای جدی روبهرو شد. دادههای کپلر که در گزارشهای منتشرشده مورد استناد قرار گرفتهاند، نشان دادند صادرات نفت خام و میعانات ایران در ماه مه به کمتر از ۳۰۰ هزار بشکه در روز سقوط کرد؛ در حالی که در ماه مارس متوسط صادرات حدود ۱.۸۴ میلیون بشکه در روز بود. در نتیجه، قیمت بالاتر نتوانست بهتنهایی کاهش شدید حجم صادرات را جبران کند.
از طرف دیگر، بازار خریداران نفت ایران نیز محدود است. چین یکی از مهمترین مشتریان نفت ایران محسوب میشود و در شرایط تحریم، قدرت چانهزنی خریداران افزایش مییابد. گزارش رویترز در اوت ۲۰۲۶ نشان داد واردات نفت ایران به چین از میانگین حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز در اوت ۲۰۲۶ کاهش یافته است.
هزینه حمل نیز میتواند بخش دیگری از سود نفت گران را جذب کند. افزایش ریسکهای منطقهای و کمبود نفتکشها باعث رشد شدید نرخ حمل شده است؛ بهطوری که گزارش والاستریت ژورنال از نرخهایی بیش از یک میلیون دلار در روز برای برخی نفتکشهای بسیار بزرگ خبر داده است.
با این حال، نفت ۱۰۶ دلاری را نمیتوان صرفاً تهدید دانست. اگر محدودیتهای صادراتی کاهش یابد، دسترسی به بازارهای متنوعتر فراهم شود و تخفیفهای اجباری کاهش پیدا کند، افزایش قیمت جهانی میتواند به یک فرصت واقعی برای تقویت درآمد ارزی تبدیل شود. تجربه سال ۲۰۲۵ نیز نشان داد که حتی افزایش حجم صادرات لزوماً به معنای افزایش متناسب درآمد نیست؛ زیرا تخفیفها و هزینههای دور زدن تحریمها میتوانند بخش مهمی از افزایش درآمد را جذب کنند.
در نهایت، پاسخ به این پرسش که «نفت گران برای ایران فرصت است یا تهدید؟» به یک عامل اصلی بستگی دارد: ایران چه مقدار از قیمت جهانی نفت را واقعاً میتواند به درآمد قابل دسترس تبدیل کند؟
اگر نفت ۱۰۶ دلاری با صادرات پایدار، تخفیف محدود، هزینه حمل منطقی و امکان انتقال آسان درآمد همراه باشد، فرصت است. اما اگر قیمت بالا در شرایطی رخ دهد که صادرات محدود، بازار فروش کوچک، تخفیف سنگین و هزینههای انتقال و حمل بالا باشد، بخش قابل توجهی از این سود پیش از رسیدن به اقتصاد ایران در مسیر صادرات از بین میرود.
به بیان ساده، برای ایران مسئله فقط «فروش نفت گران» نیست؛ مسئله مهمتر «فروش بیشتر، با تخفیف کمتر و تبدیل سریعتر درآمد نفتی به منابع واقعی اقتصاد» است. نفت ۱۰۶ دلاری زمانی فرصت تاریخی خواهد بود که افزایش قیمت جهانی با افزایش درآمد خالص ایران همراه شود؛ در غیر این صورت، ممکن است بخش بزرگی از سود روی کاغذ باقی بماند.