به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین به قلم هانیه سادات احمدی، کاهش قیمت اونس جهانی طلا و نزدیک شدن آن به محدوده ۴ هزار دلار، بار دیگر نگاه معاملهگران را به آینده بازار طلا معطوف کرده است؛ بازاری که در ایران، برخلاف بسیاری از بازارهای جهانی، تنها از قیمت اونس تأثیر نمیپذیرد و نرخ ارز، انتظارات تورمی و تحولات سیاسی نیز در تعیین مسیر آن نقش مهمی دارند.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا افت طلای جهانی میتواند به کاهش محسوس قیمت طلا و سکه در بازار داخلی منجر شود یا نوسانات نرخ دلار، اثر این کاهش را خنثی خواهد کرد؟
بازار جهانی طلا در دورههای مختلف تحت تأثیر مجموعهای از عوامل، از جمله سیاستهای پولی بانکهای مرکزی، نرخ بهره، ارزش دلار آمریکا، تحولات ژئوپلیتیکی و میزان تقاضا برای داراییهای امن قرار داشته است. زمانی که انتظارات درباره نرخ بهره یا قدرت دلار تغییر میکند، طلا نیز ممکن است با فشار فروش مواجه شود. افت اونس به محدوده ۴ هزار دلار، در صورت تأیید روند نزولی در معاملات، میتواند نشانهای از تغییر موازنه عرضه و تقاضا یا تعدیل انتظارات معاملهگران باشد؛ با این حال، برای تشخیص روند جدید، بررسی تداوم افت و رفتار قیمت در روزهای آینده ضروری است.
دو نیروی متفاوت در بازار داخلی
در ایران، قیمت طلا حاصل برهمکنش دو متغیر اصلی است: ارزش جهانی طلا و نرخ ارز. به همین دلیل، کاهش اونس لزوماً به افت متناسب قیمت طلا در داخل کشور منجر نمیشود. اگر همزمان با کاهش قیمت جهانی، نرخ دلار در بازار آزاد افزایش یابد، بخشی از اثر کاهشی اونس جبران خواهد شد. در مقابل، اگر نرخ ارز نیز در مسیر نزولی قرار بگیرد، احتمال انتقال کاهش قیمت جهانی به بازار داخلی بیشتر میشود.
قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار، بهطور مستقیم از ارزش اونس جهانی و نرخ تبدیل ارز تأثیر میپذیرد. در بازار سکه نیز علاوه بر این دو عامل، حباب قیمتی نقش تعیینکنندهای دارد. حباب سکه که از فاصله میان قیمت معاملاتی آن و ارزش محاسباتی طلای بهکاررفته در سکه ناشی میشود، میتواند در دورههای افزایش تقاضا یا تشدید انتظارات تورمی بزرگتر شود و هنگام کاهش تقاضا یا تغییر فضای روانی بازار، کاهش پیدا کند. از این رو، افت اونس ممکن است اثر متفاوتی بر طلای خام، مصنوعات طلا و انواع سکه داشته باشد.
نرخ ارز؛ متغیری که معادله را تغییر میدهد
رفتار دلار یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده جهت بازار طلا در ایران است. در شرایطی که بخشی از تقاضا برای ارز و طلا با نگرانی از آینده اقتصادی، تورم و تحولات سیاسی شکل میگیرد، حتی افت قیمت جهانی نیز نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده کاهش پایدار قیمتها باشد. هرگونه تغییر در انتظارات مربوط به مذاکرات سیاسی، وضعیت تحریمها، درآمدهای ارزی و سیاستهای ارزی میتواند مسیر دلار را تغییر دهد و به دنبال آن، بازار طلا را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، فاصله میان نرخهای رسمی و آزاد ارز، پیچیدگی این بازار را افزایش میدهد. قیمتگذاری و معاملات در بخشهای مختلف بازار ارز یکسان نیست و فعالان بازار طلا نیز معمولاً تحولات نرخ ارز قابلدسترسی در بازار را با دقت دنبال میکنند. در نتیجه، برای تحلیل قیمت داخلی طلا، اتکا به یک نرخ رسمی یا صرفاً قیمت اونس جهانی کافی نیست؛ بلکه باید همزمان روند دلار، انتظارات معاملهگران و میزان تقاضای داخلی بررسی شود.