به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین به قلم هانیه سادات احمدی، بازار ارز ایران در ماههای اخیر در شرایطی قرار گرفته که فاصله میان نرخهای رسمی و غیررسمی، محدودیتهای ناشی از تحریم، انتظارات تورمی و ریسکهای سیاسی، نقش متغیرهای اقتصادی را در تعیین قیمت ارز پیچیدهتر کرده است.
در چنین فضایی، مداخله بانک مرکزی برای کنترل نوسانات، بار دیگر به یکی از محورهای اصلی سیاست ارزی تبدیل شده است.
در اول سپتامبر ۲۰۲۶، عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، اعلام کرد ایران ذخایر ارزی کافی در اختیار دارد و بانک مرکزی آمادگی دارد برای آرام کردن نوسانات بازار ارز تا ۲ میلیارد دلار به بازار تزریق کند. این اظهارنظر در شرایطی مطرح شد که فشار تحریمهای آمریکا و نااطمینانیهای اقتصادی بر بازار ارز افزایش یافته بود.
مداخله؛ ابزار کنترل نوسان یا تغییر مسیر بازار؟
بانکهای مرکزی معمولاً در شرایطی که بازار ارز با نوسانات شدید مواجه میشود، از ابزارهایی مانند عرضه ارز، مدیریت تقاضا، تغییر مقررات ارزی و سیاستهای پولی استفاده میکنند. هدف اصلی چنین اقداماتی لزوماً تعیین یک نرخ ثابت نیست؛ بلکه میتواند کاهش نوسانات کوتاهمدت و جلوگیری از شکلگیری رفتارهای هیجانی باشد.
مطالعات بانک تسویه بینالمللی نیز نشان میدهد مداخله ارزی در اقتصادهای نوظهور میتواند در کوتاهمدت بر نقدشوندگی و نوسان بازار اثر بگذارد، بهویژه در بازارهایی که عمق کمتری دارند. با این حال، اثرگذاری مداخله الزاماً دائمی نیست و نتیجه آن به شرایط بنیادی اقتصاد و تداوم سیاست بستگی دارد.
از این منظر، تزریق ارز میتواند فشار تقاضا را برای مدتی کاهش دهد؛ اما اگر عواملی مانند تورم، رشد نقدینگی، کسری بودجه، محدودیت درآمدهای ارزی یا افزایش تقاضای احتیاطی همچنان پابرجا باشند، فشار بنیادی بر نرخ ارز ممکن است دوباره ظاهر شود.
بازار ارز چقدر از متغیرهای بنیادی فاصله گرفته است؟
پاسخ به این پرسش نیازمند تفکیک میان قیمت لحظهای ارز و ارزش تعادلی بلندمدت آن است.
در کوتاهمدت، نرخ ارز میتواند تحت تأثیر اخبار سیاسی، تحریمها، انتظارات، شایعات، رفتار سفتهبازانه و میزان عرضه بازار قرار گیرد. بنابراین ممکن است نرخ بازار برای مدتی با برخی شاخصهای اقتصادی فاصله بگیرد.
اما در بلندمدت، عواملی مانند تورم داخلی در مقایسه با تورم شرکای تجاری، رشد نقدینگی، وضعیت حساب جاری، درآمدهای صادراتی، دسترسی به ذخایر ارزی و اعتماد فعالان اقتصادی همچنان اهمیت تعیینکننده دارند.
به همین دلیل، حتی اگر مداخله بانک مرکزی بتواند نرخ ارز را در کوتاهمدت تثبیت کند، پایداری این وضعیت به شرایط بنیادی اقتصاد وابسته خواهد بود.
نقش تحریم و ریسک سیاسی
در اقتصاد ایران، یک متغیر مهم دیگر نیز وجود دارد: ریسک دسترسی به ارز.
حتی در صورت وجود ذخایر ارزی، محدودیت در انتقال پول، بیمه، حملونقل و ارتباطات بانکی بینالمللی میتواند هزینه واقعی دسترسی به ارز را افزایش دهد. بنابراین میزان ذخایر به تنهایی برای ارزیابی توان سیاستگذار کافی نیست و باید امکان استفاده مؤثر از منابع ارزی نیز مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، تحولات سیاسی مستقیماً بر انتظارات فعالان اقتصادی اثر میگذارد. در ماههای اخیر، تنشهای ایران و آمریکا و اختلال در مسیرهای انرژی منطقه نیز بر بازارهای جهانی کالا و ارز اثر گذاشته است. رویترز گزارش داده که تنشهای مرتبط با ایران در مقاطعی موجب افزایش قیمت نفت و بازده اوراق خزانه آمریکا شده و از دلار در بازارهای جهانی حمایت کرده است.
مداخله چقدر میتواند دوام بیاورد؟
مداخله ارزی زمانی اثربخشتر است که با مجموعهای از سیاستهای اقتصادی همراه باشد. اگر عرضه ارز افزایش پیدا کند اما تورم داخلی، رشد نقدینگی و نااطمینانی اقتصادی کاهش نیابد، ممکن است بخشی از فشار تقاضا صرفاً به آینده منتقل شود.
در مقابل، اگر سیاست ارزی همراه با افزایش شفافیت، کاهش شکاف نرخهای مختلف، کنترل رشد نقدینگی و تقویت درآمدهای پایدار ارزی باشد، احتمال ثبات بیشتر بازار افزایش مییابد.
بنابراین مسئله اصلی تنها این نیست که بانک مرکزی چقدر ارز وارد بازار میکند؛ بلکه مهمتر آن است که آیا مداخله میتواند انتظارات را تغییر دهد و با روندهای بنیادی اقتصاد هماهنگ شود یا خیر.
بازار ارز ایران را نمیتوان صرفاً بر اساس عرضه و تقاضای روزانه تحلیل کرد. تحریم، ریسک سیاسی، انتظارات تورمی، محدودیت دسترسی به منابع ارزی و سیاستهای بانک مرکزی همزمان بر قیمت اثر میگذارند.
مداخله بانک مرکزی میتواند در کوتاهمدت دامنه نوسانات را محدود کند، اما تعیین مسیر بلندمدت نرخ ارز همچنان به متغیرهای بنیادی اقتصاد وابسته است. بنابراین، فاصله احتمالی میان نرخ بازار و برخی متغیرهای بنیادی را بهتر است بهعنوان پدیدهای چندعاملی و تا حدی کوتاهمدت دید، نه نشانهای قطعی از بیارتباطی بازار ارز با واقعیتهای اقتصادی.