به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین به قلم هانیه سادات احمدی، در شرایطی که افزایش هزینه مواد غذایی، مسکن، حملونقل و خدمات ضروری، فشار مضاعفی بر بودجه خانوارهای ایرانی وارد کرده است، میزان اثربخشی یارانههای نقدی و اعتبار کالابرگ الکترونیکی بار دیگر به یکی از پرسشهای مهم اقتصادی تبدیل شده است؛ آیا حمایتهای دولتی متناسب با رشد هزینههای زندگی افزایش یافتهاند یا قدرت خرید این حمایتها نیز، همگام با کاهش ارزش پول ملی، در حال فرسایش است؟
کالابرگ الکترونیکی و یارانه نقدی با هدف کمک به تأمین نیازهای اساسی خانوارها و کاهش فشار ناشی از افزایش قیمتها طراحی شدهاند. با این حال، ارزیابی واقعی کارآمدی این سیاستها تنها با بررسی مبلغ پرداختی امکانپذیر نیست؛ بلکه باید مشخص شود این مبالغ چه سهمی از هزینه واقعی سبد معیشت را پوشش میدهند و آیا خانوارها با استفاده از آنها میتوانند نیازهای ضروری خود را تأمین کنند یا خیر.
فاصله حمایتهای دولتی با هزینه سبد معیشت
سبد معیشت خانوار مجموعهای از هزینههای ضروری، از جمله مواد غذایی، مسکن، پوشاک، بهداشت و درمان، آموزش، حملونقل و سایر نیازهای پایه را در بر میگیرد. افزایش قیمت هر یک از این اقلام میتواند سهم بیشتری از درآمد خانوار را به خود اختصاص دهد و منابع باقیمانده برای سایر نیازها را کاهش دهد.
در چنین شرایطی، حتی اگر مبلغ اسمی یارانه یا اعتبار کالابرگ ثابت بماند، قدرت خرید واقعی آن ممکن است کاهش پیدا کند. برای مثال، اعتباری که در یک مقطع زمانی امکان خرید مقدار مشخصی از کالاهای اساسی را فراهم میکرد، ممکن است پس از افزایش قیمتها، تنها بخشی از همان اقلام را پوشش دهد.
به همین دلیل، مقایسه مبلغ حمایتهای دولتی با قیمت روز کالاهای اساسی، معیار دقیقتری برای سنجش اثربخشی این سیاستها نسبت به بررسی صرف ارقام پرداختی است. پرسش اصلی این است که یک خانوار پس از دریافت یارانه و کالابرگ، برای تأمین سایر هزینههای ضروری خود با چه میزان کسری بودجه مواجه میشود.
کالابرگ؛ حمایت هدفمند یا جبران محدود افزایش قیمتها؟
کالابرگ الکترونیکی به دلیل جهتدهی اعتبار به خرید کالاهای مشخص، میتواند در تأمین بخشی از نیازهای غذایی خانوارها نقش داشته باشد. این ویژگی بهویژه برای خانوارهای کمدرآمد اهمیت دارد؛ زیرا افزایش قیمت مواد غذایی میتواند مستقیماً بر کیفیت و تنوع تغذیه آنها اثر بگذارد.
با این حال، اثربخشی کالابرگ به میزان اعتبار تخصیصیافته، فهرست کالاهای مشمول، قیمت اقلام و امکان دسترسی خانوارها به فروشگاههای طرف قرارداد وابسته است. اگر اعتبار کالابرگ متناسب با افزایش هزینه کالاهای مشمول تعدیل نشود، ممکن است فاصله میان حمایت اسمی و نیاز واقعی خانوارها بیشتر شود.
از سوی دیگر، کالابرگ بهتنهایی نمیتواند مشکلاتی مانند افزایش اجارهبها، هزینه درمان، حملونقل و سایر مخارج ضروری را برطرف کند. بنابراین، ارزیابی این سیاست باید در کنار بررسی یارانه نقدی، سطح درآمد خانوار و مجموع هزینههای زندگی انجام شود.
یارانه نقدی و کاهش قدرت خرید
یارانه نقدی این امکان را به خانوارها میدهد که منابع دریافتی را متناسب با نیازهای خود هزینه کنند. با این حال، در اقتصادی که سطح عمومی قیمتها افزایش مییابد، ثابت ماندن مبلغ پرداختی به معنای کاهش ارزش واقعی آن است.
در چنین وضعیتی، ممکن است یارانهای که در گذشته سهم بیشتری از هزینههای ماهانه را پوشش میداد، بهتدریج به کمکی محدود برای خرید چند قلم ضروری تبدیل شود. این مسئله برای خانوارهایی که درآمد ثابت دارند یا بخش بزرگی از درآمدشان صرف خوراک و مسکن میشود، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
البته میزان فشار اقتصادی برای همه خانوارها یکسان نیست. تعداد اعضای خانواده، محل سکونت، وضعیت اشتغال، هزینه مسکن و برخورداری از منابع درآمدی دیگر، همگی بر میزان اثرگذاری یارانهها تأثیر میگذارند. ازاینرو، سیاست حمایتی مؤثر باید تفاوت نیازها و شرایط اقتصادی گروههای مختلف را نیز در نظر بگیرد.
ضرورت بازنگری در سیاستهای حمایتی
یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی سیاستهای حمایتی، نسبت اعتبار پرداختی به هزینه واقعی سبد معیشت است. انتشار منظم اطلاعات درباره قیمت کالاهای اساسی، هزینههای ضروری خانوار و میزان پوشش یارانهها میتواند امکان ارزیابی دقیقتر عملکرد این سیاستها را فراهم کند.
همچنین، بازنگری دورهای در میزان حمایتها، متناسب با تغییرات قیمتها، میتواند از کاهش مستمر قدرت خرید خانوارهای کمدرآمد جلوگیری کند. در کنار این اقدام، شناسایی دقیق مشمولان، کاهش خطا در تخصیص منابع و هماهنگی میان سیاستهای حمایتی و برنامههای کنترل تورم ضروری است.
نکته مهم آن است که افزایش اعتبار یارانه و کالابرگ، بدون توجه به منابع مالی و پیامدهای اقتصادی، لزوماً به بهبود پایدار معیشت منجر نمیشود. اگر سیاستهای حمایتی با مهار تورم، تقویت درآمد خانوارها و افزایش ثبات اقتصادی همراه نباشند، بخشی از اثر افزایش حمایتها نیز ممکن است در اثر رشد دوباره قیمتها از بین برود.
حمایت مؤثر، فراتر از پرداخت یارانه
پرسش درباره عقبماندن یارانه و کالابرگ از تورم، در نهایت به یک مسئله اساسی بازمیگردد: میزان توانایی خانوارها برای تأمین نیازهای ضروری با درآمد و حمایتهای دریافتی. پاسخ دقیق به این پرسش به دادههای بهروز درباره هزینه سبد معیشت، قیمت کالاهای اساسی، مبلغ حمایتها و وضعیت درآمدی گروههای مختلف نیاز دارد.
اگر اعتبار کالابرگ و یارانه نتواند سهم قابلقبولی از هزینههای ضروری را پوشش دهد، حتی تداوم پرداخت آنها نیز به معنای تأمین امنیت معیشتی نخواهد بود. ازاینرو، معیار موفقیت سیاستهای حمایتی نه صرفاً استمرار پرداختها، بلکه حفظ قدرت خرید مردم و کاهش فاصله میان درآمد خانوار و هزینه واقعی زندگی است؛ هدفی که تحقق آن، هم به حمایتهای هدفمند و متناسب با شرایط اقتصادی نیاز دارد و هم به مهار پایدار تورم.