به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین به قلم هانیه سادات احمدی، بازگشت قیمت نفت به محدوده ۱۰۰ دلار در هر بشکه دیگر صرفاً یک اتفاق در بازار انرژی نیست؛ این سطح قیمت میتواند به متغیری تعیینکننده برای تورم، نرخ بهره، هزینه حملونقل، تولید صنعتی و رشد اقتصاد جهانی تبدیل شود. در شرایط فعلی، اهمیت موضوع بیشتر است، زیرا افزایش قیمت نفت با اختلال در عرضه انرژی در خاورمیانه، کاهش ذخایر و فشار بر بازار فرآوردههای نفتی همراه شده است.
در اواسط سپتامبر ۲۰۲۶، نفت برنت دوباره بالاتر از ۱۰۰ دلار معامله شد. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش سپتامبر خود اعلام کرده که قیمت برنت در ۹ سپتامبر به ۱۱۳.۴۸ دلار رسید و در زمان انتشار گزارش، معاملات آتی برنت در محدوده ۱۰۵ دلار قرار داشت؛ یعنی حدود ۴۵ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ.
چرا نفت ۱۰۰ دلاری اهمیت دارد؟
نفت یکی از معدود کالاهایی است که افزایش قیمت آن تقریباً به تمام بخشهای اقتصاد منتقل میشود. سوخت کامیون، کشتی و هواپیما گران میشود؛ هزینه تولید محصولات پتروشیمی افزایش مییابد؛ حملونقل کالا گرانتر میشود و در نهایت بخشی از این هزینهها به قیمت کالاهای مصرفی منتقل خواهد شد.
صندوق بینالمللی پول در بررسی آثار شوک انرژی بر اقتصاد جهانی تأکید کرده است که افزایش قیمت کالاهای انرژی یک «شوک عرضه» ایجاد میکند؛ یعنی همزمان هزینه تولید کالا و خدمات را بالا میبرد و قدرت خرید مصرفکنندگان را کاهش میدهد. اثر این شوک میتواند از طریق حملونقل، کود و مواد شیمیایی، غذا، گرمایش و زنجیره تأمین در اقتصاد گسترش پیدا کند.
به همین دلیل، نفت ۱۰۰ دلاری الزاماً به معنای افزایش ۱۰ یا ۲۰ درصدی قیمت بنزین نیست؛ اثر واقعی آن میتواند در مجموعهای از قیمتها و هزینههای تولید ظاهر شود.
تهدید اصلی؛ بازگشت تورم
یکی از نخستین پیامدهای نفت گران، افزایش فشار تورمی است.
در ماههای اخیر، افزایش قیمت انرژی دوباره توجه بانکهای مرکزی را به خود جلب کرده است. گزارش سپتامبر S&P Global نشان میدهد قیمت نفت برنت بار دیگر از ۱۰۰ دلار عبور کرده و همزمان قیمت گاز طبیعی اروپا نیز از اواخر ژوئیه بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته است. این مؤسسه در ارزیابی خود، افزایش قیمت انرژی را یکی از عوامل مهم بالا رفتن پیشبینیهای تورمی در سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ دانسته است.
مشکل زمانی جدیتر میشود که بانکهای مرکزی در حال کاهش نرخ بهره باشند. افزایش قیمت انرژی میتواند آنها را مجبور کند کاهش نرخ بهره را متوقف کنند یا حتی در برخی شرایط به سمت سیاست پولی انقباضیتر بروند.
در چنین شرایطی، اقتصاد با یک دوگانگی دشوار روبهرو میشود: از یک سو تورم افزایش مییابد و نیاز به نرخ بهره بالاتر ایجاد میشود؛ از سوی دیگر، هزینه بالاتر تأمین مالی میتواند سرمایهگذاری و مصرف را کاهش دهد.
خطر «رکود تورمی»
یکی از نگرانیهای اصلی اقتصاددانان در شرایط نفت گران، شکلگیری رکود تورمی است؛ وضعیتی که در آن رشد اقتصادی ضعیف میشود اما قیمتها همچنان افزایش مییابند.
گزارش اخیر رویترز از بازارهای جهانی نیز نشان میدهد افزایش قیمت انرژی و هزینههای استقراض، نگرانی درباره ترکیب تورم بالا و رشد پایین را افزایش داده است. این فشار فقط به نفت خام محدود نمانده و قیمت گازوئیل و سوخت جت نیز افزایش قابل توجهی داشته است.
این سناریو برای سیاستگذاران دشوار است، زیرا افزایش نرخ بهره میتواند به کنترل تورم کمک کند، اما همزمان فعالیت اقتصادی را تحت فشار قرار میدهد.
گازوئیل؛ مشکل بزرگتر از نفت خام
یکی از نکات مهم بحران کنونی این است که مسئله فقط قیمت نفت خام نیست.
آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده است که بازار فرآوردههای پالایشی، بهخصوص گازوئیل، با فشار بیشتری روبهرو شده است. قیمت گازوئیل در آمریکا در اوایل سپتامبر از ۲۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد و تقریباً ۹۴ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ بود. در اروپا و آسیا نیز بازار با افزایش شدید قیمت مواجه شده است.
اهمیت گازوئیل از آنجا ناشی میشود که بخش بزرگی از حملونقل جادهای، کشاورزی، ماشینآلات صنعتی و زنجیره توزیع جهانی به آن وابسته است.
بنابراین ممکن است حتی اگر قیمت نفت خام اندکی کاهش پیدا کند، فشار هزینه در اقتصاد جهانی همچنان از ناحیه فرآوردههای نفتی ادامه داشته باشد.
ذخایر نفتی؛ سپر دفاعی در حال کوچکشدن
یکی از عوامل نگرانکننده وضعیت فعلی، کاهش ذخایر جهانی است.
طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی، ذخایر مشاهدهشده نفت جهان در ماه اوت ۹۵ میلیون بشکه کاهش یافت و مجموع کاهش ذخایر از آغاز جنگ به حدود ۵۰۷ میلیون بشکه رسید. این رقم معادل متوسط کاهش ۲.۸ میلیون بشکه در روز طی این دوره است.
ذخایر نفتی در واقع نوعی ضربهگیر بازار هستند. زمانی که تولید یا صادرات یک منطقه کاهش پیدا میکند، مصرفکنندگان میتوانند برای مدتی از ذخایر استفاده کنند.
اما هرچه این ذخایر بیشتر کاهش پیدا کنند، توان بازار برای مقابله با یک اختلال جدید کمتر میشود.
به همین دلیل، آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده است که اگر محدودیت عرضه خلیج فارس ادامه پیدا کند و ذخایر تجاری با سرعت فعلی کاهش یابد، برای برقراری مجدد تعادل بازار ممکن است قیمتهای بالاتر و کاهش بیشتر تقاضا لازم شود.
اروپا در خط مقدم فشار انرژی
اقتصادهای واردکننده انرژی بیش از صادرکنندگان نفت در معرض این شوک قرار دارند.
اروپا علاوه بر نفت، با افزایش قیمت گاز نیز مواجه است. این مسئله میتواند هزینه برق و تولید صنعتی را افزایش دهد و فشار مضاعفی بر خانوارها و شرکتها وارد کند.
بانک مرکزی اروپا در سناریوی نامطلوب خود برای سهماهه چهارم ۲۰۲۶، قیمت نفت حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه را در نظر گرفته است. این سناریو در کنار قیمت بالاتر گاز، منعکسکننده ریسکهای ناشی از ادامه اختلال در عرضه انرژی است.
در چنین شرایطی صنایع انرژیبر، شرکتهای حملونقل و خانوارهای کمدرآمد معمولاً سریعتر تحت تأثیر قرار میگیرند.
آسیا و اقتصادهای نوظهور
کشورهای آسیایی نیز در برابر نفت گران آسیبپذیرند، بهخصوص کشورهایی که بخش عمده انرژی مورد نیاز خود را وارد میکنند.
افزایش قیمت نفت میتواند هزینه واردات آنها را بالا برده و فشار بر تراز تجاری و نرخ ارز ایجاد کند. در صورت تضعیف پول ملی، واردات انرژی حتی گرانتر خواهد شد و یک چرخه جدید از فشار تورمی شکل میگیرد.
در مقابل، صادرکنندگان نفت میتوانند از افزایش درآمدهای صادراتی بهرهمند شوند؛ بنابراین اثر نفت ۱۰۰ دلاری برای همه اقتصادها یکسان نیست. آنچه برای یک کشور واردکننده شوک منفی است، ممکن است برای صادرکننده نفت افزایش درآمد باشد.
آیا نفت ۱۰۰ دلاری ماندگار خواهد بود؟
این پرسش هنوز پاسخ قطعی ندارد. قیمت نفت به شدت به وضعیت عرضه خاورمیانه، امنیت مسیرهای صادراتی، میزان تولید کشورهای دیگر، سطح ذخایر و تقاضای جهانی وابسته است.
آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده است که عرضه جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۵.۷ میلیون بشکه در روز کاهش یابد، اما برای سال ۲۰۲۷ انتظار دارد تولید حدود ۸ میلیون بشکه در روز افزایش پیدا کند. بنابراین اگر اختلالات عرضه کاهش یابد، امکان تعدیل قیمتها وجود دارد.
اما تا زمانی که ذخایر کاهش یافته و مسیرهای مهم انتقال انرژی با ریسک مواجه هستند، بازار نسبت به هر خبر جدید درباره عرضه حساس باقی خواهد ماند.
نفت ۱۰۰ دلاری به خودی خود به معنای وقوع یک بحران اقتصادی جهانی نیست؛ اما ترکیب نفت گران، فرآوردههای نفتی گران، کاهش ذخایر و نرخهای بهره بالا میتواند فشار قابل توجهی بر اقتصاد جهانی وارد کند.
شوک انرژی ابتدا در بازار نفت دیده میشود، سپس به سوخت و حملونقل منتقل میشود، از آنجا به هزینه تولید و قیمت کالاها میرسد و در مرحله بعد میتواند تصمیم بانکهای مرکزی درباره نرخ بهره و رفتار مصرفکنندگان و سرمایهگذاران را تغییر دهد.
به همین دلیل، مسئله اصلی در پاییز ۲۰۲۶ فقط این نیست که نفت در ۱۰۰ دلار میماند یا نه؛ مسئله مهمتر این است که **اقتصاد جهانی تا چه اندازه میتواند افزایش هزینه انرژی را بدون گرفتار شدن در چرخه تورم بالاتر، نرخ بهره بالاتر و رشد اقتصادی ضعیفتر جذب کند.**