به گزارش کیان آنلاین ، بازار ارز این روزها بیش از آنکه یک بازار معمولی برای خرید و فروش باشد، به آینهای از فشارهای واردشده بر اقتصاد کشور تبدیل شده است؛ بازاری که هم از تحولات جنگ و محدودیتهای تجاری تاثیر میگیرد و هم به انتظارات تورمی، رشد نقدینگی و کیفیت تصمیمهای اقتصادی واکنش نشان میدهد.
در شرایطی که دلار حواله در مرکز مبادله در کانال 150 هزار تومان قرار دارد و دلار در بازار آزاد حوالی 193 هزار تومان معامله میشود، طبیعی است که افکار عمومی درباره علت شکلگیری این فاصله و پیامدهای آن برای قیمت کالاها سوال داشته باشد. پرسش مهمتر این است که چه بخشی از این نوسان به شرایط جنگی بازمیگردد و چه بخشی را میتوان با اصلاح سیاستها و هماهنگی بیشتر در داخل کنترل کرد؟
پاسخ سادهای برای این پرسش وجود ندارد. نمیتوان اثر جنگ، محدودیتهای دریایی، افزایش ریسک تجارت و دشوارتر شدن جابهجایی منابع ارزی را نادیده گرفت. از طرف دیگر، نمیتوان همه تحولات بازار را نیز فقط با جنگ توضیح داد. نوع سیاستگذاری، نحوه تخصیص ارز، وضعیت بودجه، عملکرد شبکه بانکی و میزان اطمینان فعالان اقتصادی به تصمیمهای آینده نیز در شدت گرفتن یا کاهش نوسانات نقش دارند.
هدف از طرح این مسائل، مقصرسازی یا نادیده گرفتن تلاشهای انجامشده در یکی از سختترین مقاطع اقتصادی کشور نیست. در شرایط فعلی، کشور بیش از هر زمان دیگری به انسجام، آرامش و تصمیمهای سنجیده نیاز دارد. با این حال، حفظ انسجام به معنای سکوت در برابر مشکلات یا سادهسازی آنها نیست. بیان دقیق واقعیتها میتواند به یافتن راههایی کمک کند که هزینه جنگ را برای مردم، تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی کاهش دهد.
جنگ چگونه بر بازار ارز اثر میگذارد؟
اثر جنگ بر بازار ارز فقط به کاهش عرضه اسکناس محدود نمیشود. وقتی مسیرهای تجاری با ناامنی یا محدودیت روبهرو میشوند، هزینه حملونقل، بیمه، انتقال پول و تسویه حساب افزایش پیدا میکند. زمان ورود کالا طولانیتر میشود و طرفهای خارجی نیز برای ادامه همکاری، هزینه بیشتری مطالبه میکنند. مجموعه این عوامل قیمت تمامشده واردات را بالا میبرد و بر تقاضای ارز فشار وارد میکند.
در چنین وضعیتی، دسترسی به درآمدهای ارزی نیز ممکن است با تاخیر یا هزینه بیشتری همراه شود. حتی اگر صادرات ادامه داشته باشد، بازگشت ارز حاصل از آن لزوما با همان سرعت و سهولت دورههای عادی انجام نمیشود. صادرکننده برای انتقال منابع با موانع بیشتری روبهرو است و واردکننده نیز باید ریسک تاخیر در تامین ارز و ورود کالا را در محاسبات خود لحاظ کند.
بخش دیگری از فشار بازار به رفتار طبیعی مردم و فعالان اقتصادی در برابر نااطمینانی مربوط میشود. واردکنندهای که نمیداند ارز مورد نیاز خود را چه زمانی دریافت میکند، ممکن است زودتر از موعد برای خرید ارز اقدام کند. تولیدکننده نیز برای اینکه خط تولیدش در ماههای آینده متوقف نشود، مواد اولیه بیشتری سفارش میدهد. برخی خانوارها هم برای حفظ ارزش پسانداز خود به بازارهای ارز و طلا روی میآورند.
در ادبیات اقتصادی به بخش مهمی از این رفتار، تقاضای احتیاطی گفته میشود. این تقاضا الزاما از نیاز مصرفی امروز ناشی نمیشود، بلکه بیشتر تلاشی برای پوشش دادن ریسک فرداست. هرچه افق اقتصاد مبهمتر باشد، این نوع تقاضا بیشتر میشود و فشار مضاعفی