به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین به قلم هانیه سادات احمدی، کاهش نرخ دلار در بازار آزاد، در نگاه نخست میتواند نشانهای امیدوارکننده برای اقتصاد خانوارها باشد؛ اما پرسش اصلی این است که آیا عقبنشینی ارز به کاهش قیمت کالاهای اساسی، هزینههای زندگی و کوچکتر شدن فشار تورم بر سفره مردم منجر خواهد شد؟
تجربه بازار نشان میدهد میان کاهش نرخ ارز و ارزان شدن کالاها، فاصلهای وجود دارد که پر شدن آن به عوامل متعددی از جمله هزینه تولید، واردات، انتظارات تورمی و سیاستهای اقتصادی بستگی دارد.
دلار ارزانتر، اما قیمتها همچنان بالا
نرخ ارز یکی از متغیرهای اثرگذار بر اقتصاد ایران است. بخش قابلتوجهی از مواد اولیه، تجهیزات صنعتی، نهادههای تولید و کالاهای مصرفی بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم از نرخ ارز تأثیر میپذیرند. به همین دلیل، افزایش دلار معمولاً به رشد هزینههای تولید و واردات منجر میشود و آثار آن با فاصله زمانی در قیمت نهایی کالاها نمایان میشود.
با این حال، مسیر کاهش قیمتها الزاماً معکوس مسیر افزایش آنها نیست. هنگامی که دلار گران میشود، واردکننده و تولیدکننده با هزینههای جدید روبهرو میشوند و این افزایش هزینه بهتدریج به مصرفکننده منتقل میشود. اما زمانی که نرخ ارز پایین میآید، ممکن است قیمتها به همان سرعت کاهش پیدا نکنند.
بخشی از این مسئله به موجودی کالاهایی مربوط است که پیشتر با ارز گرانتر خریداری شدهاند. علاوه بر آن، هزینههای حملونقل، دستمزد، اجاره، انرژی، مالیات و تأمین مالی نیز در تعیین قیمت نهایی نقش دارند؛ هزینههایی که لزوماً با کاهش دلار تغییر نمیکنند.
چرا طلا و سکه مسیر متفاوتی دارند؟
بازار طلا و سکه نیز از نرخ دلار تأثیر میپذیرد، اما تنها عامل تعیینکننده در این بازار نیست. قیمت جهانی طلا، انتظارات تورمی، تقاضای سرمایهگذاری و حباب سکه میتوانند جهت حرکت قیمتها را تغییر دهند.
در نتیجه، ممکن است دلار کاهش پیدا کند، اما همزمان رشد قیمت جهانی طلا یا افزایش تقاضا برای داراییهای امن، مانع افت قیمت طلا و سکه شود. این تفاوت نشان میدهد که بررسی وضعیت بازارها تنها با تکیه بر نوسان دلار، تصویر کاملی از شرایط اقتصادی ارائه نمیدهد.
برای خانوارهایی که با هدف حفظ ارزش پسانداز خود به خرید طلا روی میآورند، نوسان همزمان این متغیرها اهمیت زیادی دارد. کاهش نرخ ارز بهتنهایی تضمین نمیکند که قیمت طلا نیز کاهش یابد یا خرید آن در هر مقطع زمانی تصمیمی کمریسک باشد.
سفره مردم چه زمانی ارزانتر میشود؟
مهمترین معیار برای سنجش اثر کاهش دلار بر زندگی مردم، تغییر واقعی قیمت کالاها و خدمات است؛ بهویژه اقلامی مانند برنج، روغن، گوشت، مرغ، دارو و سایر کالاهای ضروری که سهم مهمی در هزینه ماهانه خانوار دارند.
اگر کاهش نرخ ارز پایدار باشد و به کاهش هزینه تأمین مواد اولیه و واردات منجر شود، زمینه برای تعدیل بخشی از قیمتها فراهم خواهد شد. با این حال، تحقق این اثر به میزان رقابت در بازار، وضعیت عرضه، هزینههای توزیع و نحوه انتقال کاهش هزینه به مصرفکننده بستگی دارد.
در بازارهایی که رقابت محدود است یا هزینههای جانبی سهم بالایی دارند، ممکن است کاهش هزینه واردات بهسرعت در قیمت فروش منعکس نشود. از سوی دیگر، اگر کاهش دلار کوتاهمدت و ناشی از نوسانات مقطعی باشد، فروشندگان و تولیدکنندگان نیز ممکن است برای تغییر قیمتها منتظر روشنتر شدن روند بازار بمانند.
نکته مهم دیگر، تفاوت میان کاهش قیمت و کاهش تورم است. پایین آمدن نرخ تورم به معنای ارزان شدن عمومی کالاها نیست؛ بلکه ممکن است قیمتها همچنان افزایش یابند، اما با سرعتی کمتر. بنابراین، حتی کاهش تورم نیز لزوماً به معنای بازگشت قدرت خرید ازدسترفته خانوارها نخواهد بود.
قدرت خرید؛ حلقه گمشده بازار ارز
برای خانوارها، کاهش دلار زمانی اهمیت ملموس پیدا میکند که هزینه سبد مصرفی کاهش یابد یا درآمدها با سرعت بیشتری رشد کنند. اگر قیمت کالاهای ضروری همچنان بالا بماند و دستمزدها نتوانند هزینههای زندگی را پوشش دهند، افت مقطعی نرخ ارز بهتنهایی تغییر محسوسی در وضعیت معیشتی ایجاد نخواهد کرد.
ثبات اقتصادی، سیاستهای قابل پیشبینی ارزی، کاهش هزینههای غیرضروری تولید و توزیع و نظارت مؤثر بر بازار میتوانند به انتقال آثار مثبت کاهش هزینهها به مصرفکننده کمک کنند. در کنار این عوامل، رشد متناسب درآمد خانوارها نیز برای ترمیم قدرت خرید ضروری است.
در نهایت، کاهش دلار میتواند فرصتی برای تعدیل فشارهای تورمی باشد، اما تضمینی برای ارزان شدن فوری کالاها نیست. معیار موفقیت چنین روندی نه صرفاً قیمت ارز در تابلوهای صرافی، بلکه تغییر قیمت اقلام ضروری، هزینه مسکن و خدمات و میزان درآمدی است که در پایان ماه برای خانوار باقی میماند. تا زمانی که این تغییر در زندگی روزمره مردم احساس نشود، کاهش دلار بیشتر یک اتفاق در بازار خواهد بود تا بهبودی ملموس در سفره خانوارها.