به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین به قلم هانیه سادات احمدی، بازار ارز و طلا در اقتصاد ایران همواره یکی از مهمترین شاخصهای انتظارات تورمی و وضعیت قدرت خرید خانوارها بوده است. هر بار که نرخ دلار در مسیر صعودی قرار میگیرد و قیمت طلا افزایش مییابد، نگرانیها درباره موج تازه گرانی در بازار کالاها و خدمات نیز شدت میگیرد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی مردم این است که آیا افزایش قیمت ارز و طلا مقدمه دور جدیدی از تورم است و خانوارها تا چه اندازه باید خود را برای کاهش بیشتر قدرت خرید آماده کنند؟
دلار؛ دماسنج انتظارات تورمی
بازار ارز در ایران تنها تحت تأثیر عرضه و تقاضای واقعی ارز قرار ندارد؛ انتظارات سیاسی، چشمانداز مذاکرات خارجی، درآمدهای ارزی، سیاستهای بانک مرکزی و میزان اعتماد فعالان اقتصادی به ثبات بازار نیز در تعیین مسیر قیمتها نقش دارند. هرگونه افزایش نااطمینانی درباره روابط خارجی یا دسترسی به منابع ارزی میتواند تقاضای احتیاطی برای دلار را افزایش دهد و به رشد نرخ آن دامن بزند.
در مقابل، افزایش عرضه ارز، مدیریت مؤثر بازار و کاهش تنشهای سیاسی میتواند از شدت نوسانات بکاهد. با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که ثبات کوتاهمدت نرخ ارز، لزوماً به معنای رفع عوامل بنیادی تورم نیست. اگر رشد نقدینگی، کسری بودجه و انتظارات تورمی همچنان پابرجا باشند، فشار بر ارزش پول ملی ممکن است در بلندمدت ادامه پیدا کند.
طلا؛ بازتاب همزمان دلار و بازار جهانی
قیمت طلا در ایران از دو عامل اصلی تأثیر میپذیرد: قیمت جهانی طلا و نرخ ارز داخلی. به همین دلیل، حتی اگر بهای جهانی طلا تغییر محسوسی نداشته باشد، افزایش نرخ دلار میتواند قیمت طلای داخلی را بالا ببرد. از سوی دیگر، رشد اونس جهانی نیز در صورت همراهی با افزایش نرخ ارز، فشار بیشتری بر بازار داخلی وارد میکند.
البته روند قیمت طلا همیشه صعودی نیست و عواملی مانند نرخ بهره جهانی، تحولات اقتصادی آمریکا، تقاضای سرمایهگذاری و میزان ریسکپذیری بازارهای بینالمللی میتوانند جهت حرکت آن را تغییر دهند. بنابراین، افزایش قیمت طلا را نمیتوان بهتنهایی نشانه قطعی تداوم گرانی دانست؛ اما در اقتصادی که با تورم مزمن مواجه است، بسیاری از خانوارها طلا را راهی برای حفظ ارزش داراییهای خود میدانند.
قدرت خرید مردم؛ قربانی اصلی نوسانات
پیامد افزایش نرخ ارز و طلا، تنها به بازارهای مالی محدود نمیشود. بالا رفتن هزینه واردات مواد اولیه، تجهیزات، قطعات و کالاهای مصرفی میتواند هزینه تولید و توزیع را افزایش دهد. این فشار، بهویژه در بخشهایی که وابستگی بیشتری به واردات دارند، ممکن است با فاصله زمانی به قیمت نهایی کالاها منتقل شود.
در چنین شرایطی، خانوارهایی که درآمد ثابت دارند، بیش از دیگران آسیب میبینند. وقتی قیمت خوراک، مسکن، حملونقل، پوشاک و خدمات سریعتر از دستمزدها افزایش پیدا میکند، حتی بدون کاهش اسمی درآمد، قدرت خرید واقعی مردم افت میکند. نتیجه این روند میتواند کوچکتر شدن سبد مصرفی، حذف هزینههای غیرضروری، کاهش پسانداز و افزایش فشار اقتصادی بر خانوارهای کمدرآمد و طبقه متوسط باشد.
از سوی دیگر، افزایش قیمت طلا اگرچه ممکن است به نفع دارندگان این دارایی تمام شود، به معنای بهبود وضعیت اقتصادی همه مردم نیست. بخش بزرگی از جامعه نه دارایی قابلتوجهی برای فروش دارد و نه امکان تبدیل درآمد خود به داراییهای پوششدهنده تورم را در اختیار دارد.
آیا موج تازه گرانی در راه است؟
پاسخ به این پرسش به مجموعهای از عوامل بستگی دارد و نمیتوان صرفاً بر اساس افزایش مقطعی دلار یا طلا، وقوع یک موج قطعی گرانی را پیشبینی کرد. تداوم رشد نرخ ارز، افزایش هزینه تولید، رشد نقدینگی و تشدید نااطمینانیها میتوانند احتمال انتقال فشار قیمتی به بازار کالاها را افزایش دهند. در مقابل، ثبات پایدار ارز، انضباط مالی و پولی و کاهش ریسکهای سیاسی میتوانند از شدت این فشارها بکاهند.
با این حال، حتی در صورت توقف رشد دلار، کاهش قیمت کالاها لزوماً اتفاق نمیافتد؛ زیرا قیمتها علاوه بر نرخ ارز، از هزینههای تولید، دستمزد، اجاره، حملونقل و شرایط رقابتی بازار نیز تأثیر میپذیرند.
ثبات اقتصادی؛ فراتر از کنترل مقطعی قیمتها
مهار موجهای تازه گرانی، به سیاستهایی فراتر از مداخله کوتاهمدت در بازار ارز نیاز دارد. کنترل پایدار تورم، کاهش ناترازیهای مالی، تقویت تولید، افزایش شفافیت سیاستگذاری و ایجاد اطمینان در فضای کسبوکار از جمله اقداماتی هستند که میتوانند زمینه ثبات اقتصادی را فراهم کنند.
در نهایت، صعود دلار و طلا زمانی به بحرانی فراگیرتر تبدیل میشود که افزایش هزینههای زندگی از توان درآمدی خانوارها فاصله بیشتری بگیرد. مسئله اصلی فقط این نیست که دلار تا چه سطحی بالا میرود یا طلا چه قیمتی پیدا میکند؛ مسئله مهمتر آن است که درآمد مردم تا چه اندازه توان مقابله با موج افزایش هزینهها را دارد. بدون بهبود قدرت خرید و مهار پایدار تورم، حتی دورههای کوتاه آرامش در بازار ارز نیز نمیتوانند نگرانی معیشتی جامعه را برطرف کنند.