به گزارش کیان آنلاین ،بنا بر گزارش مرکز آمار ایران از شاخص قیمت مصرفکننده در اردیبهشت ۱۴۰۵، تورم سالانه گروه «نان و غلات» به ۱۱۴.۲ درصد و تورم نقطهبهنقطه آن به ۱۴۰.۶ درصد رسیده است. به بیان ساده، خانواری که سال گذشته برای مقدار مشخصی نان عددی پرداخت میکرد، اکنون برای همان الگوی مصرف باید بیش از دو برابر هزینه کند.
صورتحساب نان؛ برای هر نفر چند؟
برای فهم فشار واقعی گرانی نان، باید از نرخ هر قرص نان عبور کرد و به هزینه ماهانه رسید. طبق برآوردهای مبتنی بر دادههای هزینه و درآمد خانوار مرکز آمار، مصرف متوسط نان خانوار ایرانی در سال ۱۴۰۳ حدود ۳۰.۵ کیلوگرم در ماه بوده است.با در نظر گرفتن متوسط بعد خانوار حدود ۳.۱ نفر، مصرف سرانه ماهانه نان حدود ۹.۸ کیلوگرم به دست میآید. بر همین اساس، یک خانوار یکنفره ماهانه نزدیک به ۹.۸ کیلوگرم، خانوار دونفره حدود ۱۹.۷ کیلوگرم و خانوار چهارنفره حدود ۳۹.۴ کیلوگرم نان مصرف میکند.
در تهران، نرخهای جدید نان یارانهای چنین اعلام شده است: لواش ۲۷۰۰ تومان، بربری ۱۰ هزار تومان، تافتون ۴۵۰۰ تومان و سنگک ۱۵ هزار و ۵۰۰ تومان. اما عددی که در زندگی خانوار اهمیت دارد، فقط قیمت هر عدد نان نیست؛ قیمت هر کیلو نان است.
با استفاده از وزنهای متعارف چانه در نرخنامههای قبلی، قیمت تقریبی هر کیلو نان یارانهای چنین محاسبه میشود:
هر کیلو نان یارانهای چند؟
اگر ترکیب مصرف خانوار را بر اساس سهم متعارف انواع نان در کشور در نظر بگیریم؛ یعنی لواش در رتبه نخست، سپس بربری، تافتون و سنگک، قیمت میانگین هر کیلو نان یارانهای حدود ۱۹ هزار و ۳۰۰ تومان به دست میآید.
با این مبنا، هزینه ماهانه نان خانوار چنین است:
مشکل اصلی خانوار کارگری فقط افزایش نرخ رسمی نیست. مسئله این است که نرخ رسمی، الزاماً همان نرخی نیست که مصرفکننده در نانوایی میبیند. در بسیاری از محلهها، پیدا کردن نانوایی عرضهکننده نان یارانهای دشوارتر شده است. بخشی از نانواییها آزادپز شدهاند، بخشی دیگر نان ساده را محدود عرضه میکنند و در برخی واحدها، نان کنجدی، سبوسدار، دوآتشه یا سفارشی عملاً جای نان معمولی را گرفته است.
در این وضعیت، خانوار برای خرید نان با نرخ مصوب باید چند محله جابهجا شود، در صفهای طولانیتر بایستد یا به خرید نان آزاد تن دهد. بنابراین، هزینه واقعی نان فقط قیمت روی کارتخوان نیست؛ زمان، رفتوآمد، افت کیفیت و کاهش دسترسی نیز به هزینه خانوار اضافه میشود.
معنای این جدول روشن است؛اگر خانوار چهارنفره کارگری بتواند همه نان ماهانه خود را با نرخ یارانهای تهیه کند، نزدیک به ۷۶۰ هزار تومان پرداخت میکند؛ اما اگر همان خانواده به سمت نان آزادپز ساده رانده شود، هزینه ماهانه نان میتواند از ۱میلیون و700 هزار تومان عبور کند. در سناریوی نزدیکتر به قیمتهای واقعی برخی نانواییهای تهران، این عدد به حدود ۲ میلیون تومان میرسد؛ یعنی نزدیک به ۱۲ درصد حداقل مزد ماهانه کارگری.
بنا بر گزارش مرکز آمار، سهم «نان و غلات» در سبد هزینهای دهک اول ۹.۸۸ درصد است؛ در حالی که همین سهم برای دهک دهم ۴.۶۷ درصد اعلام شده است. یعنی شوک قیمتی نان برای دهک اول، از نظر وزن در سبد هزینه، بیش از دو برابر دهک پردرآمد است.
به نقل از دادههای منتشرشده از سوی مرکز پژوهشهای غلات در 1403، ترکیب مصرف انواع نان در خانوار شهری اینطور بوده است که لواش با حدود ۳۴ درصد، بیشترین سهم را در مصرف نان داشته است. پس از آن بربری با حدود ۲۶ درصد، تافتون با حدود ۲۰ درصد و سنگک با حدود ۱۳ درصد قرار میگیرد. این الگو نشان میدهد نانهای ارزانتر و در دسترستر، همچنان ستون اصلی مصرف خانوارند.
در میانه همین داستان، بازار دیگری نیز شکل گرفته است؛ بازاری که در آن نان دیگر قوت غالب نیست، کالای لوکس است. در اپلیکیشنها و فروشگاههای آنلاین، نان میتواند با سبوس، مغزها، کنجد فراوان، خشکبار، طعمدهندههای خاص و بستهبندی متفاوت عرضه شود. سنگکهایی که در این بازار از ۲۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار تومان قیمت میخورند و بربریهای پرکنجدی که تا حدود 200 هزار تومان فروخته میشوند، تصویر دیگری از اقتصاد نان را نشان میدهند.