به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین، به قلم هانیه سادات احمدی بازارهای ارز و طلا در روزهای اخیر بار دیگر در کانون توجه قرار گرفتهاند؛ جایی که افزایش همزمان قیمت دلار، طلا و سکه، بیش از آنکه یک اتفاق مستقل در هر بازار باشد، نشانهای از تشدید انتظارات تورمی و افزایش تقاضا برای داراییهای جایگزین ریال تلقی میشود.
در چنین شرایطی، این پرسش جدیتر از همیشه مطرح است که آیا مردم واقعاً از ریال فرار میکنند یا آنچه در بازار دیده میشود، صرفاً واکنشی کوتاهمدت به نوسانات اقتصادی و سیاسی است؟
وقتی ریال جذابیت خود را از دست میدهد
در اقتصادی که تورم برای مدت طولانی بالاست، نگهداری پول نقد به معنای پذیرش کاهش تدریجی قدرت خرید است. طبیعی است که خانوارها و سرمایهگذاران در چنین شرایطی به دنبال داراییهایی باشند که بتوانند بخشی از ارزش دارایی آنها را در برابر تورم حفظ کنند.
دلار، طلا و سکه از مهمترین گزینههای سنتی در اقتصاد ایران هستند. بنابراین زمانی که انتظارات تورمی افزایش پیدا میکند، تقاضا برای این داراییها نیز میتواند همزمان افزایش یابد. این اتفاق الزاماً به معنای خروج کامل مردم از ریال نیست؛ بلکه میتواند به معنای تغییر ترکیب داراییها و تبدیل بخشی از نقدینگی به داراییهایی باشد که از نگاه مردم، ریسک کاهش ارزش کمتری دارند.
چرا دلار بالا میرود؟
قیمت دلار تنها به میزان عرضه و تقاضای روزانه در بازار وابسته نیست. انتظارات نسبت به آینده اقتصاد، وضعیت درآمدهای ارزی کشور، تحولات سیاسی، سیاستهای بانک مرکزی، حجم نقدینگی و چشمانداز تورم همگی بر رفتار بازار اثر میگذارند.
در چنین فضایی حتی اگر بانک مرکزی بتواند برای مدتی با افزایش عرضه ارز یا مجموعهای از سیاستهای کنترلی، سرعت رشد قیمت را کاهش دهد، در صورتی که عوامل بنیادی تغییر نکنند، فشار تقاضا میتواند دوباره به بازار بازگردد.
به همین دلیل، آرامکردن موقت بازار ارز با تثبیت پایدار آن تفاوت دارد. بازار زمانی ثبات واقعی پیدا میکند که فعالان اقتصادی نسبت به آینده اقتصاد و ارزش پول ملی اطمینان بیشتری داشته باشند.
طلا و سکه؛ فقط تابع دلار نیستند
افزایش قیمت طلا و سکه نیز تنها به تحولات بازار داخلی ارز مربوط نمیشود. قیمت طلای جهانی، نرخ دلار در بازار داخلی و میزان تقاضا برای خرید طلا و سکه، سه عامل مهم در تعیین قیمت این داراییها هستند.
به همین دلیل، وقتی دلار در داخل افزایش پیدا میکند و همزمان قیمت جهانی طلا نیز در سطوح بالایی قرار دارد، بازار داخلی طلا میتواند با فشار مضاعف روبهرو شود. در مورد سکه نیز «حباب» میتواند نقش مهمی داشته باشد؛ یعنی قیمت سکه ممکن است علاوه بر ارزش طلای موجود در آن، تحت تأثیر انتظارات و تقاضای سفتهبازانه قرار گیرد.
آیا این یعنی فرار از ریال؟
پاسخ را باید با احتیاط داد. افزایش خرید دلار، طلا یا سکه به تنهایی اثبات نمیکند که جامعه بهطور کامل از ریال خارج شده است. بخشی از این معاملات میتواند با هدف حفظ ارزش دارایی انجام شود و بخش دیگری نیز ماهیت سرمایهگذاری یا حتی سفتهبازی داشته باشد.
اما یک نشانه مهم وجود دارد: اگر مردم بهطور مستمر ترجیح دهند پسانداز خود را به داراییهای غیرریالی تبدیل کنند، این رفتار میتواند نشانه کاهش اعتماد به آینده ارزش پول ملی باشد.
در واقع مسئله اصلی شاید خود دلار و طلا نباشند؛ مسئله، انتظاری است که پشت خرید آنها قرار دارد. اگر خانوار تصور کند ارزش پولش در ماهها و سالهای آینده کاهش مییابد، طبیعی است که به دنبال پناهگاه مالی برود.
سیاستگذار با چه مسئلهای روبهروست؟
کنترل این وضعیت صرفاً با برخورد با معاملهگران یا تزریق مقطعی ارز امکانپذیر نیست. سیاست ارزی میتواند نوسانهای کوتاهمدت را کنترل کند، اما برای تغییر رفتار بلندمدت مردم، باید مجموعهای از عوامل اقتصادی اصلاح شود؛ از جمله کنترل تورم، انضباط پولی و مالی، افزایش پیشبینیپذیری اقتصاد و ایجاد اعتماد نسبت به آینده.
اگر این اصلاحات اتفاق نیفتد، ممکن است هر بار که یک شوک اقتصادی یا سیاسی رخ میدهد، بخشی از نقدینگی دوباره به سمت دلار، طلا و سکه حرکت کند.
در نهایت، افزایش همزمان این سه بازار را میتوان بیش از آنکه صرفاً یک موج سفتهبازی دانست، هشداری درباره انتظارات تورمی و کاهش جذابیت نگهداری ریال تلقی کرد. مردم ممکن است هنوز ریال را برای مخارج روزمره و فعالیتهای اقتصادی خود استفاده کنند، اما هرچه فاصله میان تورم و بازده داراییهای ریالی بیشتر شود، انگیزه برای تبدیل پسانداز به داراییهای جایگزین نیز افزایش خواهد یافت. بنابراین سؤال اصلی اقتصاد ایران فقط این نیست که «دلار چقدر گران میشود؟»؛ بلکه این است که چه زمانی نگهداری ریال دوباره برای مردم به یک انتخاب مطمئن و قابل اتکا تبدیل خواهد شد؟