به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین به قلم هانیه سادات احمدی، بازار ارز ایران در ادامه نوسانات خود، بار دیگر به یکی از حساسترین محدودههای قیمتی رسیده است. بر اساس نرخ اعلامشده برای معاملات امروز، دلار در محدوده ۲۶۹ هزار و ۵۰۰ تومان قرار گرفته و فاصله چندانی با کانال ۲۷۰ هزار تومان ندارد؛ سطحی که عبور از آن میتواند بار دیگر انتظارات تورمی را تقویت کند و بر تصمیمهای اقتصادی خانوارها، فعالان تجاری و تولیدکنندگان اثر بگذارد.
با این حال، ماندگاری قیمت در این محدوده یا بازگشت آن به سطوح پایینتر، به مجموعهای از عوامل اقتصادی و سیاسی وابسته است.
بازار ارز زیر فشار انتظارات تورمی
افزایش نرخ دلار تنها یک تغییر در بازار ارز نیست؛ بلکه در اقتصادی که بخش مهمی از نیازهای تولیدی و مصرفی آن به واردات وابسته است، این تغییر میتواند به شاخصی برای ارزیابی آینده قیمتها تبدیل شود. هنگامی که نرخ ارز در مدت کوتاهی افزایش پیدا میکند، بخشی از فعالان اقتصادی احتمال رشد بیشتر قیمتها را در محاسبات خود لحاظ میکنند. همین انتظار ممکن است تقاضا برای خرید ارز، طلا و برخی کالاهای بادوام را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، انتظارات تورمی میتواند به عاملی مستقل برای تشدید نوسانات تبدیل شود. برخی خانوارها برای حفظ قدرت خرید خود به خرید داراییهای جایگزین روی میآورند و بعضی بنگاهها نیز خرید مواد اولیه و تجهیزات موردنیاز را جلو میاندازند. این رفتارها، در صورت گسترش، فشار بیشتری بر بازار وارد میکند.
البته نرخ دلار بهتنهایی مسیر تورم را تعیین نمیکند. وضعیت نقدینگی، سیاستهای پولی و مالی، میزان عرضه ارز، درآمدهای ارزی کشور و چشمانداز تحولات سیاسی نیز در شکلگیری انتظارات و تعیین روند بازار نقش دارند.
افزایش هزینه واردات و فشار بر تولید
یکی از مهمترین پیامدهای رشد نرخ ارز، افزایش هزینه واردات است. بنگاههایی که مواد اولیه، قطعات، ماشینآلات یا تجهیزات خود را از خارج تأمین میکنند، با افزایش هزینه جایگزینی کالاهای وارداتی مواجه میشوند. حتی شرکتهایی که پیشتر ارز موردنیاز خود را تهیه کردهاند، ممکن است هنگام سفارش جدید ناچار به پرداخت هزینه بیشتری باشند.
این وضعیت میتواند حاشیه سود تولیدکنندگان را کاهش دهد یا آنها را به افزایش قیمت محصولات وادار کند. در برخی صنایع، بهویژه بخشهایی که وابستگی بیشتری به نهادههای وارداتی دارند، انتقال افزایش هزینهها به قیمت نهایی با فاصله زمانی انجام میشود. به همین دلیل، آثار رشد نرخ ارز ممکن است در هفتهها و ماههای بعد نیز در بازار کالاها نمایان شود.
با این حال، میزان اثرگذاری دلار بر قیمتها در همه بخشها یکسان نیست. سهم مواد اولیه وارداتی، هزینههای داخلی، میزان رقابت، موجودی انبارها و قدرت خرید مصرفکنندگان تعیین میکند که افزایش نرخ ارز تا چه اندازه به قیمت نهایی منتقل شود.
کالاهای اساسی؛ نگرانی اصلی خانوارها
حساسترین بخش ماجرا، تأثیر احتمالی نوسانات ارزی بر هزینه تأمین کالاهای اساسی است. واردات مستقیم یا غیرمستقیم نهادههای دامی، روغن خام، برخی غلات، مواد اولیه صنایع غذایی و بستهبندی میتواند از تغییرات نرخ ارز تأثیر بپذیرد. در نتیجه، افزایش هزینه تأمین این اقلام ممکن است فشار مضاعفی بر زنجیره تولید، توزیع و مصرف وارد کند.
البته افزایش دلار الزاماً به معنای افزایش فوری و هماندازه قیمت تمام کالاهای اساسی نیست. نوع ارز تخصیصی، سیاستهای حمایتی دولت، میزان ذخایر و موجودی کالا، هزینه حملونقل و نحوه توزیع نیز در قیمت نهایی مؤثرند. با این وجود، اگر افزایش نرخ ارز با رشد هزینههای داخلی و ضعف نظارت بر بازار همراه شود، احتمال انتقال فشار هزینهای به مصرفکننده بیشتر خواهد شد.
در چنین شرایطی، خانوارهای کمدرآمد بیش از دیگران آسیب میبینند؛ زیرا سهم بیشتری از درآمد خود را صرف خوراک، مسکن و سایر نیازهای ضروری میکنند و امکان محدودی برای جبران کاهش قدرت خرید دارند.
اقتصاد ایران به کدام سو میرود؟
نزدیکی دلار به کانال ۲۷۰ هزار تومان، بیش از آنکه بهتنهایی نشانه قطعی یک مسیر مشخص باشد، هشداری درباره تداوم نااطمینانی در اقتصاد است. اگر عرضه ارز تقویت شود، انتظارات سیاسی و اقتصادی بهبود یابد و سیاستهای پولی و مالی از انضباط بیشتری برخوردار شوند، امکان کاهش فشار بر بازار وجود خواهد داشت. در مقابل، تشدید نااطمینانی، افزایش تقاضای احتیاطی و محدودیت در دسترسی به منابع ارزی میتواند نوسانات را ادامهدار کند.
مدیریت پایدار بازار ارز به اقداماتی فراتر از کنترل مقطعی قیمت نیاز دارد؛ از جمله تقویت درآمدهای ارزی قابل دسترس، کاهش وابستگی تولید به واردات، شفافیت در سیاستهای ارزی و ایجاد ثبات در تصمیمگیریهای اقتصادی. همچنین، حمایت هدفمند از دهکهای آسیبپذیر و نظارت مؤثر بر زنجیره تأمین کالاهای اساسی میتواند بخشی از آثار افزایش هزینهها را کاهش دهد.
در نهایت، عبور یا عدم عبور دلار از مرز ۲۷۰ هزار تومان، بهتنهایی تعیینکننده آینده اقتصاد ایران نیست. مسئله اصلی آن است که آیا سیاستگذار میتواند از تبدیل نوسانات ارزی به موجی تازه از تورم، کاهش قدرت خرید و رکود مصرف جلوگیری کند یا خیر. پاسخ این پرسش، نه فقط در قیمت روز دلار، بلکه در کیفیت سیاستهای اقتصادی و میزان اعتماد فعالان بازار به چشمانداز آینده نهفته است.