به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین به قلم هانیه سادات احمدی، شاخص کل بورس تهران در معاملات چهارشنبه ۱۵ مهرماه ۱۴۰۵ برای نخستینبار از مرز ۸ میلیون واحد عبور کرد و در پایان معاملات به ۸ میلیون و ۱۳۱ هزار واحد رسید؛ رکوردی تاریخی که بار دیگر توجه سرمایهگذاران را به بازار سهام جلب کرده است.
اما پرسش مهمتر این است که این رشد را باید یک رونق واقعی در بازار سرمایه دانست یا بخش قابل توجهی از آن صرفاً انعکاس تورم و کاهش ارزش پول ملی است؟
عبور شاخص کل از کانال ۸ میلیون واحد بدون تردید یک نقطه عطف تاریخی برای بورس تهران محسوب میشود. شاخص در آخرین روز معاملاتی با رشد حدود ۱۵۴ هزار واحدی معادل ۱.۹ درصد همراه شد. همزمان شاخص هموزن نیز حدود ۱.۷ درصد افزایش یافت و به محدوده ۲ میلیون و ۱۵۰ هزار واحد رسید؛ موضوعی که نشان میدهد رشد بازار صرفاً محدود به چند نماد بزرگ و شاخصساز نبوده است.
از سوی دیگر، ارزش معاملات نیز نشانههایی از افزایش فعالیت سرمایهگذاران ارائه میدهد. ارزش معاملات خرد و معاملات سهام و صندوقهای سهامی در این روز از ۴۱ هزار میلیارد تومان عبور کرد و مجموع ارزش معاملات بورس و فرابورس به حدود ۷۱ هزار میلیارد تومان رسید. همچنین ارزش کل بازارهای سهام ایران در محدوده ۲۷ هزار و ۸۵۱ هزار میلیارد تومان قرار گرفت.
اما در تحلیل این رکورد نباید تنها به عدد اسمی شاخص نگاه کرد. شاخص بورس در یک اقتصاد تورمی، الزاماً به معنای افزایش واقعی ثروت سهامداران نیست. بخشی از افزایش قیمت سهام میتواند ناشی از رشد قیمت اسمی داراییها، افزایش نرخ ارز، افزایش هزینه جایگزینی تجهیزات و مواد اولیه و در نهایت رشد ارزش ریالی شرکتها باشد.
در واقع، زمانی که قیمت کالاها، خدمات، ارز و سایر داراییها در اقتصاد افزایش پیدا میکند، طبیعی است که ارزش ریالی بسیاری از شرکتهای بورسی نیز بالا برود. بنابراین برای پاسخ دقیق به این پرسش که آیا بورس واقعاً رشد کرده است یا صرفاً از تورم عقب نمانده، باید بازدهی بازار سهام را در کنار تورم، نرخ ارز و رشد سودآوری شرکتها بررسی کرد.
دادههای منتشرشده درباره شاخص قیمت مصرفکننده نشان میدهد فشار تورمی در اقتصاد ایران همچنان قابل توجه است. بر اساس دادههای شهریور ۱۴۰۵، شاخص قیمت مصرفکننده نسبت به دوره پایه مرداد ۱۴۰۴ بیش از دو برابر شده و نرخ تورم سالانه نیز حدود ۱۰۹ درصد گزارش شده است.
این ارقام اهمیت یک نکته را روشن میکند: رشد اسمی بورس الزاماً معادل رشد واقعی قدرت خرید سرمایهگذاران نیست. اگر قیمت سهام در یک دوره ۱۰۰ درصد افزایش پیدا کند، اما سطح عمومی قیمتها نیز تقریباً به همین میزان رشد کرده باشد، بازدهی واقعی سرمایهگذار بسیار کمتر از عدد ثبتشده روی تابلوی بورس خواهد بود.
با این حال، نمیتوان تمام رشد اخیر بورس را به تورم نسبت داد. افزایش ارزش معاملات، ورود نقدینگی به سهام و رشد همزمان شاخص کل و هموزن نشان میدهد تقاضای واقعی نیز در بازار تقویت شده است. گزارشهای معاملاتی از ورود بیش از ۵ هزار میلیارد تومان پول حقیقی به بازار در جریان معاملات ۱۵ مهرماه خبر میدهند؛ نشانهای که میتواند بیانگر افزایش تمایل سرمایهگذاران به سهام باشد.
در چنین شرایطی، یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده مسیر آینده بورس، تثبیت سودآوری شرکتها است. اگر افزایش نرخ فروش محصولات شرکتها بتواند همگام یا جلوتر از رشد هزینهها حرکت کند، رشد قیمت سهام میتواند پشتوانه بنیادی داشته باشد. اما اگر تورم تنها باعث افزایش هزینهها شود و حاشیه سود شرکتها کاهش یابد، رشد شاخص بیشتر جنبه اسمی پیدا خواهد کرد.
از سوی دیگر، عبور شاخص از مرز روانی ۸ میلیون واحد میتواند خود به عاملی برای افزایش توجه معاملهگران تبدیل شود. رکوردشکنی معمولاً جریان خبری و روانی مثبتی ایجاد میکند و ممکن است بخشی از سرمایههای خارج از بازار را به سمت بورس هدایت کند. البته همین موضوع میتواند در صورت افزایش بیش از حد خوشبینی، زمینهساز رفتارهای هیجانی نیز شود.
بنابراین پاسخ به سؤال «رکوردشکنی واقعی یا جبران تورم؟» را باید ترکیبی دانست. بورس واقعاً رکورد تاریخی جدیدی ثبت کرده و نشانههای تقویت تقاضا در معاملات نیز وجود دارد؛ اما برای سنجش موفقیت واقعی بازار، عدد ۸ میلیون واحد به تنهایی معیار مناسبی نیست.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، بازدهی واقعی بورس پس از کسر تورم، رشد سود شرکتها، ارزش معاملات، ورود یا خروج پول حقیقی و توان بازار برای تثبیت سطوح جدید است. اگر شاخص بتواند در کنار رشد قیمتها، افزایش پایدار سودآوری شرکتها و سرمایهگذاری واقعی را تجربه کند، عبور از ۸ میلیون واحد میتواند آغاز یک دوره جدید برای بازار سرمایه باشد؛ در غیر این صورت، این رکورد بیش از آنکه نشانه افزایش ثروت واقعی باشد، تصویری از اقتصاد تورمی ایران در آینه بورس خواهد بود.