به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین به قلم هانیه سادات احمدی، بازار سرمایه ایران بار دیگر با پرسشی جدی روبهروست؛ آیا بورس تهران میتواند از فشار فروش عبور کند و به پناهگاهی مطمئن برای سرمایههای مردم تبدیل شود؟
نوسانات قیمت سهام، نگرانی از آینده اقتصاد، ریسکهای سیاسی و تردید نسبت به سودآوری شرکتها، تصمیمگیری را برای بسیاری از سهامداران دشوار کرده است. در چنین شرایطی، خروج پول حقیقی از بازار میتواند نشانهای از کاهش تمایل سرمایهگذاران خرد به پذیرش ریسک باشد؛ موضوعی که در صورت تداوم، بر عمق معاملات و اعتماد عمومی به بازار سرمایه اثر میگذارد.
خروج پول حقیقی؛ زنگ خطر برای بازار
یکی از شاخصهای مهم برای ارزیابی وضعیت بورس، جریان ورود و خروج پول حقیقی است. سرمایهگذاران حقیقی معمولاً در برابر اخبار اقتصادی، تحولات سیاسی و تغییر انتظارات تورمی واکنش سریعی نشان میدهند. هنگامی که چشمانداز بازار مبهم میشود، بخشی از این سرمایهگذاران ترجیح میدهند دارایی خود را نقد کنند یا به سمت بازارهایی بروند که از نظر آنان ریسک کمتری دارند.
البته خروج پول حقیقی بهتنهایی به معنای سقوط قطعی بازار نیست؛ همانطور که ورود نقدینگی نیز لزوماً رشد پایدار شاخصها را تضمین نمیکند. با این حال، تداوم خروج سرمایه، بهویژه همراه با افزایش ارزش صفهای فروش و کاهش ارزش معاملات، میتواند از تضعیف اعتماد سهامداران حکایت داشته باشد.
در چنین وضعیتی، بررسی همزمان شاخص کل، شاخص هموزن، ارزش معاملات خرد و خالص خرید و فروش سرمایهگذاران حقیقی اهمیت بیشتری پیدا میکند. اتکا به رشد یا افت یک شاخص، بدون توجه به وضعیت کلی معاملات، تصویر دقیقی از سلامت بازار ارائه نمیدهد.
ریسک سرمایهگذاری در سایه نااطمینانی
بورس تهران از متغیرهای متعددی تأثیر میپذیرد. نرخ ارز، تورم، سیاستهای پولی و مالی دولت، نرخ بهره، قیمت جهانی کالاها و شرایط سیاسی، همگی میتوانند بر سودآوری شرکتهای بورسی اثر بگذارند. در اقتصادی که پیشبینیپذیری آن با چالش مواجه است، سرمایهگذار برای برآورد سود آینده شرکتها با دشواری بیشتری روبهرو میشود.
برای مثال، افزایش نرخ ارز ممکن است درآمد ریالی برخی شرکتهای صادراتمحور را تقویت کند؛ اما همین تغییر میتواند هزینه مواد اولیه، تجهیزات و تولید را نیز برای گروهی دیگر افزایش دهد. از سوی دیگر، نرخ بهره بالا میتواند جذابیت ابزارهای درآمد ثابت را در مقایسه با سهام افزایش دهد و بخشی از نقدینگی را از بازار سرمایه خارج کند.
بنابراین، نمیتوان همه شرکتها را به یک اندازه در معرض خطر دانست. وضعیت نقدینگی، میزان بدهی، توان فروش، ساختار هزینهها و کیفیت مدیریت هر شرکت، نقش تعیینکنندهای در ارزیابی ریسک سهام آن دارد.
آیا سرمایه مردم در امان است؟
پاسخ صریح این است که سرمایهگذاری در بورس، حتی در شرایط عادی، بدون ریسک نیست. سهامدار ممکن است با کاهش قیمت دارایی خود مواجه شود و هیچ تضمین عمومی برای حفظ اصل سرمایه در سرمایهگذاری مستقیم روی سهام وجود ندارد. در نتیجه، وعده سود قطعی یا معرفی بورس بهعنوان محلی کاملاً امن برای نگهداری پول، با واقعیت بازار سرمایه سازگار نیست.
با این حال، ریسک را میتوان مدیریت کرد. پرهیز از خرید هیجانی، تنوعبخشی به داراییها، توجه به صورتهای مالی شرکتها، تعیین افق زمانی سرمایهگذاری و خودداری از استفاده از منابع ضروری زندگی برای معاملات پرریسک، از جمله اقداماتی است که میتواند احتمال زیان سنگین را کاهش دهد. سرمایهگذارانی که دانش یا زمان کافی برای تحلیل بازار ندارند، میتوانند پس از بررسی دقیق شرایط و ریسکها، ابزارهای سرمایهگذاری غیرمستقیم و دارای مجوز را نیز ارزیابی کنند؛ هرچند این ابزارها هم از زیان مصون نیستند.
بازسازی اعتماد؛ فراتر از حمایت مقطعی
اعتماد سهامداران با رشد چندروزه شاخص یا مداخله کوتاهمدت در معاملات بهتنهایی احیا نمیشود. سرمایهگذاران بیش از هر چیز به ثبات مقررات، شفافیت اطلاعات، پیشبینیپذیری سیاستهای اقتصادی و برخورد مؤثر با تخلفات نیاز دارند. تغییرات ناگهانی مقررات، تصمیمهای غیرقابل پیشبینی و ابهام در صورتهای مالی شرکتها میتواند هزینه ریسک را افزایش دهد و سرمایههای بلندمدت را از بازار دور کند.
در کنار این موارد، تقویت نظارت بر ناشران، انتشار بهموقع اطلاعات و پرهیز از تصمیمهایی که به زیان ناگهانی سهامداران منجر میشود، برای بازسازی اعتماد ضروری است. حمایت پایدار از بازار نیز باید بر اصلاح ساختارها و بهبود محیط کسبوکار متمرکز باشد، نه صرفاً تلاش برای بالا نگه داشتن شاخصها.
در نهایت، پرسش اصلی فقط این نیست که بورس تهران چه زمانی از فشار فروش خارج میشود؛ مسئله مهمتر آن است که آیا بازار میتواند شرایطی فراهم کند که مردم با شناخت ریسکها و اطمینان از شفافیت قواعد، سرمایه خود را به آن بسپارند؟ پاسخ این پرسش به کیفیت سیاستگذاری اقتصادی، عملکرد شرکتها و میزان پایبندی نهادهای مسئول به حقوق سهامداران بستگی دارد. بازگشت اعتماد، فرآیندی زمانبر است و بدون شفافیت، ثبات و پاسخگویی، نمیتوان انتظار داشت سرمایههای سرگردان بهصورت پایدار به بورس بازگردند.