به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین، به قلم هانیه سادات احمدی،افزایش قیمت نفت تا محدوده ۱۰۰ دلار در هر بشکه، در نگاه نخست باید خبری خوش برای کشورهای نفتخیز باشد؛ بهویژه برای ایران که بخش مهمی از ظرفیت درآمدی و منابع ارزی آن به صادرات نفت وابسته است.
اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که افزایش قیمت جهانی نفت الزاماً به معنای افزایش متناسب درآمد قابل استفاده در اقتصاد ایران نیست. تحریم، محدودیت فروش و انتقال پول، تخفیفهای صادراتی، هزینههای واسطهگری و همچنین نحوه تخصیص درآمدهای نفتی، عواملی هستند که میتوانند بخش قابلتوجهی از اثر مثبت نفت گران را خنثی کنند.
در شرایطی که قیمت نفت به محدوده ۱۰۰ دلار نزدیک میشود، نخستین پرسش این است که ایران تا چه اندازه میتواند از این افزایش قیمت بهره ببرد. پاسخ به این پرسش بیش از آنکه به قیمت روی تابلوهای بازار جهانی مربوط باشد، به میزان صادرات واقعی، مشتریان نفت ایران، امکان بازگشت ارز حاصل از فروش و سهمی که در نهایت در اختیار دولت قرار میگیرد، وابسته است.
قیمت بالاتر، درآمد بیشتر؛ اما نه لزوماً به همان اندازه
اگر حجم صادرات نفت ثابت بماند، افزایش قیمت هر بشکه نفت طبیعتاً درآمد اسمی کشور را افزایش میدهد. برای مثال، اگر صادرات روزانه ایران یک میلیون بشکه افزایش یابد و قیمت هر بشکه از ۷۰ به ۱۰۰ دلار برسد، درآمد ناخالص سالانه حاصل از این مقدار صادرات حدود ۱۱ میلیارد دلار بیشتر خواهد شد. اما این رقم، درآمد خالص و قابلمصرف اقتصاد ایران نیست.
نفت ایران در شرایط تحریمی معمولاً با هزینههای جانبی و تخفیف نسبت به قیمتهای شاخص جهانی به فروش میرسد. علاوه بر آن، هزینه حملونقل، بیمه، واسطهها و سازوکارهای انتقال پول نیز بر درآمد نهایی اثر میگذارند. بنابراین فاصله میان «قیمت جهانی نفت» و «درآمد ارزی قابل دسترس ایران» میتواند قابل توجه باشد.
تحریم؛ مهمترین مانع تبدیل نفت گران به پول قابل استفاده
مسئله اصلی برای ایران تنها فروش نفت نیست؛ بلکه چگونگی دریافت و استفاده از درآمد آن است. در شرایط تحریم، انتقال مستقیم درآمد نفتی به شبکه بانکی بینالمللی با محدودیت مواجه است و همین موضوع باعث میشود بخشی از منابع حاصل از صادرات نفت در حسابها یا مسیرهای مالی خاص باقی بماند یا برای استفاده از آن هزینه و زمان بیشتری صرف شود.
در چنین شرایطی، نفت ۱۰۰ دلاری میتواند درآمد اسمی ایران را افزایش دهد، اما اگر دسترسی به منابع ارزی محدود باشد، اثر آن بر سرمایهگذاری، تولید، واردات مواد اولیه و ثبات بازار ارز کمتر از چیزی خواهد بود که از رشد قیمت نفت انتظار میرود.
بودجه؛ شمشیر دو لبه نفت گران
افزایش درآمد نفتی میتواند برای دولت فرصتی جهت کاهش فشار بودجهای باشد. منابع بیشتر میتواند به تأمین هزینههای ضروری، پرداخت بدهیها، تقویت سرمایهگذاری و تأمین بخشی از نیازهای ارزی کشور کمک کند. اما از سوی دیگر، اگر افزایش درآمد نفتی به رشد سریع هزینههای دولت منجر شود، اثر آن میتواند معکوس باشد.
ورود گسترده ارزهای نفتی بدون مدیریت مناسب میتواند فشار بر پایه پولی و نقدینگی را افزایش دهد و در نهایت به تورم منجر شود. به همین دلیل، نفت گران زمانی به یک فرصت پایدار تبدیل میشود که درآمد اضافی آن صرف هزینههای جاری و واردات مصرفی نشود و بخشی از آن به سرمایهگذاری، زیرساخت و تقویت ذخایر ارزی اختصاص پیدا کند.
آیا نفت ۱۰۰ دلاری میتواند بازار ارز ایران را آرام کند؟
یکی از مهمترین آثار احتمالی افزایش قیمت نفت، افزایش عرضه ارز است. اگر درآمد نفتی واقعاً در دسترس اقتصاد قرار گیرد، توان بانک مرکزی برای مدیریت بازار ارز افزایش پیدا میکند و میتواند از شدت فشارهای ارزی بکاهد. با این حال، تجربه اقتصاد ایران نشان داده است که نرخ ارز تنها تابع درآمدهای نفتی نیست.
تورم، رشد نقدینگی، انتظارات تورمی، تحریم، تقاضای وارداتی و ریسکهای سیاسی نیز نقش تعیینکنندهای دارند. بنابراین نفت ۱۰۰ دلاری ممکن است در کوتاهمدت فشار بازار ارز را کاهش دهد، اما بدون اصلاح عوامل بنیادی، تضمینی برای ثبات بلندمدت نرخ ارز ایجاد نمیکند.
فرصت واقعی در کجاست؟
فرصت اصلی نفت گران برای ایران در استفاده از «درآمد اضافی» برای اصلاح ساختار اقتصاد است. اگر منابع جدید به جای افزایش مخارج جاری، صرف توسعه میادین نفت و گاز، افزایش ظرفیت پالایش و پتروشیمی، زیرساختهای حملونقل، برق، آب و سرمایهگذاری مولد شود، اثر آن میتواند چند برابر درآمد اولیه نفتی باشد.
در مقابل، اگر درآمد بیشتر تنها برای پوشش کسری بودجه و هزینههای جاری مصرف شود، نفت ۱۰۰ دلاری بیشتر شبیه یک مُسکن موقت خواهد بود؛ مُسکنی که با کاهش قیمت نفت یا تشدید تحریمها اثر خود را از دست میدهد.
در نهایت، برای ایران مسئله اصلی «۱۰۰ دلار بودن نفت» نیست؛ مسئله این است که از هر بشکه نفت ۱۰۰ دلاری، چه میزان پول واقعاً وارد اقتصاد میشود و آن پول چگونه خرج خواهد شد. نفت گران میتواند فرصتی کمسابقه برای تقویت منابع ارزی و سرمایهگذاری باشد، اما تنها در صورتی که درآمد حاصل از آن در مسیر اصلاح ساختار اقتصادی قرار گیرد. در غیر این صورت، نفت ۱۰۰ دلاری نیز ممکن است مانند دورههای گذشته، درآمدی باشد که در آمار بزرگ به نظر میرسد، اما اثر آن بر زندگی واقعی اقتصاد بسیار کوچکتر از انتظار باقی میماند.