به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین به قلم هانیه سادات احمدی، بازار ارز ایران در روزهای اخیر وارد مرحلهای تازه از بحران شده است؛ جایی که دلار آزاد از مرز ۲۷۰ هزار تومان عبور کرده و ارزش ریال به پایینترین سطوح تاریخی خود رسیده است.
در چنین شرایطی، بانک مرکزی با اعلام عرضه تا سقف ۲ میلیارد دلار اسکناس در شبکه بانکی تلاش کرده است با افزایش عرضه، سرعت سقوط پول ملی را کاهش دهد. اما پرسش اصلی این است که آیا چنین رقمی برای تغییر روند بازار کافی است یا صرفاً میتواند یک مُسکن کوتاهمدت باشد؟
بر اساس گزارشهای منتشرشده، نرخ دلار در روزهای اخیر با جهش قابل توجهی همراه بوده است. رویترز روز شنبه نرخ دلار را حدود ۲ میلیون و ۶۸۸ هزار ریال گزارش کرد که معادل حدود ۲۶۸ هزار و ۸۰۰ تومان است. این خبرگزاری همچنین گزارش داده که بانک مرکزی برای مقابله با کاهش ارزش ریال، فروش حداکثر ۲ میلیارد دلار ارز از طریق بانکهای دولتی را آغاز کرده است. در بازار آزاد نیز گزارشهای روز یکشنبه از عبور دلار از کانال ۲۷۰ هزار تومان حکایت داشتند.
از نظر اقتصادی، عرضه ۲ میلیارد دلار در نگاه اول رقم بزرگی به نظر میرسد؛ اما اهمیت آن به اندازه بازار و شدت تقاضا بستگی دارد. اگر این میزان ارز بهصورت متمرکز و کوتاهمدت عرضه شود، میتواند شکاف میان عرضه و تقاضا را برای مدتی کاهش دهد و حتی موجب عقبنشینی هیجانی نرخ دلار شود. نمونه آن نیز در روزهای گذشته دیده شد؛ پس از انتشار خبر تزریق ۲ میلیارد دلار، نرخ دلار برای مدتی به محدوده ۲۵۶ تا ۲۵۷ هزار تومان بازگشت، اما این کاهش پایدار نماند.
این واکنش بازار یک پیام مهم دارد: مشکل فعلی صرفاً کمبود اسکناس دلار نیست. وقتی خانوارها، بنگاهها و سرمایهگذاران انتظار افزایش بیشتر نرخ ارز را داشته باشند، تقاضای احتیاطی و سفتهبازانه افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی، حتی عرضه سنگین ارز نیز اگر با تغییر انتظارات اقتصادی همراه نباشد، ممکن است فقط سرعت رشد قیمت را برای مدتی کاهش دهد.
از سوی دیگر، بانک مرکزی اعلام کرده است که هدف از این اقدام مدیریت عرضه و تقاضاست و در مرحله نخست یک میلیارد دلار عرضه خواهد شد. گزارشهای داخلی نیز از افزایش سقف خرید ارز و تلاش برای تغییر شیوه مداخله در بازار حکایت دارند. با این حال، تجربه روزهای اخیر نشان میدهد بازار بیش از هر چیز به اعتبار سیاستگذار و چشمانداز آینده اقتصاد واکنش نشان میدهد.
نکته مهم دیگر، فشارهای بنیادی بر ریال است. گزارش رویترز از تورم بالای ۷۰ درصد و کاهش بیش از نیمی از ارزش ریال طی یک سال گذشته خبر میدهد. در چنین فضایی، تقاضا برای دلار و طلا فقط با انگیزه کسب سود شکل نمیگیرد؛ بخشی از آن تلاش مردم برای حفظ قدرت خرید داراییهایشان است. بنابراین، تزریق ارز زمانی اثر ماندگارتری خواهد داشت که همزمان با آن، عوامل ایجادکننده تورم و بیاعتمادی نیز مهار شوند.
در مجموع، ۲ میلیارد دلار میتواند برای خرید زمان و آرام کردن بازار مؤثر باشد، اما بهتنهایی قادر نیست ریال را نجات دهد. اگر عرضه ارز بدون اصلاح انتظارات تورمی، افزایش درآمدهای ارزی پایدار، کنترل رشد نقدینگی و کاهش ریسکهای سیاسی ادامه پیدا کند، ذخایر ارزی صرفاً برای مقابله با موجهای بعدی مصرف خواهد شد.
بنابراین، مسئله اصلی نه این است که «۲ میلیارد دلار کافی است یا نه»، بلکه این است که این منابع قرار است برای چه هدفی استفاده شوند. اگر این رقم بخشی از یک برنامه جامع تثبیت اقتصادی باشد، میتواند نقطه شروعی برای آرامسازی بازار باشد؛ اما اگر صرفاً برای دفاع مقطعی از یک نرخ مشخص هزینه شود، احتمالاً اثر آن کوتاهمدت خواهد بود. عبور دوباره دلار از ۲۷۰ هزار تومان، آن هم پس از اعلام بسته ارزی، نشان میدهد بازار فعلاً به مداخله ارزی به چشم یک راهحل پایدار نگاه نمیکند.