به گزارش پایگاه خبری کیان آنلاین به قلم هانیه سادات احمدی ، ایران به دلیل تنوع اقلیمی، گستره جغرافیایی و امکان تولید طیف متنوعی از محصولات باغی، ظرفیت قابلتوجهی برای حضور در بازار جهانی میوه دارد. از سیب و مرکبات گرفته تا انار، انگور، کیوی، خرما و محصولات خشکباری، بخش مهمی از تولید کشاورزی کشور قابلیت عرضه در بازارهای خارجی را دارد.
با این حال، فاصله میان ظرفیت تولید و جایگاه ایران در تجارت جهانی میوه همچنان قابل توجه است؛ فاصلهای که تنها با افزایش تولید برطرف نمیشود و به زنجیرهای از مشکلات در بستهبندی، حملونقل، استاندارد، بازاریابی، روابط تجاری و سیاستگذاری مربوط است.
تولید بالا، صادرات محدود
یکی از نخستین مشکلات، نگاه سنتی به صادرات است؛ یعنی صادرات بهعنوان فروش مازاد تولید داخلی، نه یک فعالیت تخصصی و بازارمحور. در چنین شرایطی، ابتدا محصول برای بازار داخلی تولید میشود و اگر مازادی باقی بماند، صادرکننده تلاش میکند آن را در بازارهای خارجی عرضه کند. این مدل در بازاری که مصرفکننده خارجی استاندارد، کیفیت، اندازه، بستهبندی و استمرار عرضه را مطالبه میکند، قدرت رقابت محدودی دارد.
تجارت جهانی میوه نیز طی سالهای اخیر توسعه یافته و ارزش اقتصادی بالایی ایجاد کرده است. برای نمونه، سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد اعلام کرده است که تجارت جهانی میوههای گرمسیری در سال ۲۰۲۳ به حدود ۱۱ میلیون تن رسیده و افزایش تقاضا، سرمایهگذاری در بهرهوری و توسعه زنجیره عرضه را در کشورهای صادرکننده تقویت کرده است.
حلقه مفقوده؛ زنجیره پس از تولید
بخش مهمی از فاصله ایران با بازار جهانی به مرحله پس از برداشت مربوط میشود. میوه محصولی فسادپذیر است و کوچکترین ضعف در برداشت، درجهبندی، سورتینگ، بستهبندی، نگهداری و حملونقل میتواند کیفیت و قیمت محصول را کاهش دهد.
در بازار جهانی، تولیدکننده تنها محصول نمیفروشد؛ بلکه مجموعهای از خدمات شامل کیفیت پایدار، بستهبندی استاندارد، قابلیت رهگیری، تحویل بهموقع و استمرار عرضه را ارائه میکند. FAO نیز فسادپذیری بالای محصولات میوه را یکی از چالشهای اصلی تجارت بینالمللی این محصولات میداند.
بنابراین، حتی اگر تولید یک محصول در ایران بالا باشد، نبود زنجیره سرد، انبارهای استاندارد، پایانههای صادراتی مجهز و شبکه لجستیکی منسجم میتواند بخش قابلتوجهی از مزیت تولید را از بین ببرد.
استاندارد؛ شرط ورود به بازارهای بزرگ
بازارهای بینالمللی بهویژه اروپا و برخی کشورهای آسیایی، استانداردهای سختگیرانهای برای باقیمانده سموم، کیفیت، اندازه، سلامت و قابلیت رهگیری محصولات دارند. در نتیجه، صادرات پایدار مستلزم آن است که استانداردها از مزرعه آغاز شود، نه در زمان بارگیری محصول.
این موضوع اهمیت آموزش باغداران، مدیریت مصرف نهادهها، توسعه آزمایشگاههای تخصصی و ایجاد نظام رهگیری را افزایش میدهد. اگر تولیدکننده نداند محصولش برای کدام بازار و با چه استانداردی تولید میشود، امکان ایجاد یک زنجیره صادراتی پایدار کاهش پیدا میکند.
تحریم و هزینه مبادله
عامل دیگر، محدودیتهای مالی و تجاری است. صادرات محصولات کشاورزی به پرداخت، بیمه، حملونقل و دسترسی به شبکههای تجاری نیاز دارد. محدودیتهای ناشی از تحریم میتواند هزینه این فرآیندها را افزایش دهد. در گزارشهای FAO نیز به افزایش هزینههای مبادلات، بیمه و حملونقل در ارتباط با محدودیتهای تجاری ایران اشاره شده است.
برای محصولی مانند میوه که حاشیه زمانی محدودی برای رسیدن به مقصد دارد، افزایش زمان و هزینه حمل میتواند مزیت قیمتی آن را از بین ببرد.
بازارهای هدف؛ مسئلهای فراتر از همسایگان
بخش قابلتوجهی از صادرات ایران به بازارهای نزدیک و منطقهای وابسته است. این بازارها اهمیت بالایی دارند، اما تمرکز بیش از حد بر چند مقصد، ریسک صادرات را افزایش میدهد. توسعه بازارهای جدید نیازمند شناخت ذائقه مصرفکنندگان، قراردادهای بلندمدت، برندسازی و حضور مستمر در شبکه توزیع کشورهای هدف است.
در واقع، ایران برای افزایش سهم خود از بازار جهانی، باید از «فروشنده محصول» به «تأمینکننده پایدار بازار» تبدیل شود.
راه عبور از شکاف تولید و صادرات
افزایش سهم ایران از تجارت جهانی میوه، بیش از آنکه به افزایش سطح زیرکشت وابسته باشد، به افزایش بهرهوری و تکمیل زنجیره ارزش نیاز دارد. توسعه صنایع بستهبندی، زنجیره سرد، سورتینگ، فرآوری، استانداردسازی، بیمه صادراتی و حملونقل تخصصی میتواند بخشی از این شکاف را کاهش دهد.
همچنین سیاست صادراتی باید ثبات بیشتری داشته باشد. صادرکنندهای که هر سال با تغییر مقررات، محدودیت یا ممنوعیت صادراتی مواجه باشد، نمیتواند قراردادهای بلندمدت با خریداران خارجی منعقد کند.
در نهایت، مسئله صادرات میوه ایران را نمیتوان صرفاً به میزان تولید تقلیل داد. ایران در بخش تولید ظرفیت دارد، اما تبدیل این ظرفیت به سهم پایدار از بازار جهانی نیازمند زنجیرهای کامل از مزرعه تا مصرفکننده است. هر اندازه فاصله میان تولید، بستهبندی، استاندارد، لجستیک، تأمین مالی و بازاریابی کمتر شود، امکان تبدیل مزیت اقلیمی و کشاورزی ایران به درآمد ارزی پایدار نیز بیشتر خواهد شد.