به گزارش کیان آنلاین ، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا بیش از چهار دهه است که در تقابل راهبردی با یکدیگر قرار دارند. ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 از اردوگاه متحدان آمریکا در منطقه خارج شد و همین نقطه آغاز تنشهای مستمر سیاسی، امنیتی و نظامی میان دو طرف بود.
در شرایطی که سطح تنشها میان تهران و واشنگتن بهطور کمسابقهای افزایش یافته و آمریکا تحرکات نظامی خود را در اطراف ایران تشدید کرده است، آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنران اخیر خود که به مناسبت آغاز دهه فجر صورت گرفت، هشدار دادند که در صورت حمله آمریکا، اینبار جنگ به یک «جنگ منطقهای» تبدیل خواهد شد.
حال این پرسش مطرح است که جنگ منطقهای چیست، چه مختصاتی دارد و چرا رهبر انقلاب اسلامی در این مقطع چنین هشداری را مطرح کردهاند؟
جنگ منطقهای؛ تغییر ماهیت درگیری
الف- گسترش جغرافیای نبرد
نخستین مشخصه جنگ منطقهای، همانگونه که از نام آن پیداست، به محدوده و جغرافیای درگیری بازمیگردد.
جنگ منطقهای، جنگی است که صحنه نبرد در آن به دو کشور متخاصم محدود نمیماند و دامنه آن بهسرعت به سطح منطقه گسترش پیدا میکند.
دلیل این مسئله را باید در ظرفیتها و داشتههای دو طرف جستوجو کرد. ایالات متحده آمریکا دارای پایگاههای متعدد نظامی در کشورهای اطراف ایران است؛ پایگاههایی که در صورت وقوع جنگ میتوانند به اهداف مستقیم موشکها و پهپادهای ایران تبدیل شوند.
ایالات متحده در پیرامون ایران دارای شبکهای از پایگاههای نظامی، متحدان سیاسی و مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت است و جنگ منطقهای یعنی قرار گرفتن همزمان این مجموعه از داراییها در معرض تهدید؛ از پایگاههای نظامی در عراق و کویت و قطر و امارات و… گرفته تا امنیت رژیم صهیونیستی، خطوط انرژی و اعتبار بازدارندگی آمریکا.
ایران پیش از این نیز دو بار بهصورت رسمی برخی از همین پایگاهها را هدف قرار داده است؛ نخست در سال 1398 و در پی شهادت سردار قاسم سلیمانی با حمله موشکی به پایگاه عینالاسد در عراق، و بار دیگر چند ماه پیش، پس از مشارکت آمریکا در جنگ 12روزه، با حمله به پایگاه العدید در قطر.
جمهوری اسلامی ایران بارها به کشورهای منطقه هشدار داده است که در صورت وقوع یک جنگ تمامعیار، هم پایگاههای آمریکایی مستقر در این کشورها را هدف قرار خواهد داد و هم هر کشوری که خاک یا آسمان خود را در اختیار دشمن قرار دهد، جزئی از میدان جنگ تلقی خواهد شد.
از سوی دیگر، آمریکا از جنگی هراس دارد که نقطه پایان آن نامشخص باشد؛ جنگی طولانی که نه زمان و نه محدوده آن در کنترل واشنگتن نباشد. افکار عمومی داخلی آمریکا تحمل تلفات سنگین و پراکنده را ندارد و متحدان این کشور نیز به نظر نمیرسد آمادگی پرداخت چنین هزینهای را داشته باشند.
ب- جنگ ناهمتراز؛ جغرافیا در برابر تکنولوژی
جنگ منطقهای میان ایران و آمریکا، یک جنگ کلاسیک و متقارن نخواهد بود. آمریکا متکی به برتری هوایی، ناوهای بزرگ و تکنولوژی پیشرفته است و معمولاً بهدنبال جنگی کوتاه و سریع است. در مقابل، ایران بر الگوی جنگ ناهمتراز تکیه دارد.
توان موشکی و پهپادی، عمق جغرافیایی، پراکندگی جبههها و استفاده از موقعیت ژئوپولیتیکی، مؤلفههای اصلی قدرت ایران در چنین جنگی است. تسلط ایران بر تنگه هرمز و خلیج فارس ـ که شریان حیاتی انرژی جهان بهشمار میرود ـ یکی از مهمترین این ابزارهاست. ناامن شدن این منطقه، تبعاتی بهمراتب فراتر از یک درگیری دوجانبه خواهد داشت و مستقیماً اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار میدهد.
در کنار این، توانمندیهای سایبری و امکان اختلال در زیرساختهای انرژی و حملونقل، جنگ را به حوزههایی میکشاند که آمریکا در آنها آسیبپذیرتر است. به همین دلیل، جنگ منطقهای را میتوان «جنگ جغرافیا علیه تکنولوژی» توصیف کرد.
ج- چندجبههای شدن و ورود بازیگران متعدد
برخلاف جنگهای کلاسیک که معمولاً یک جبهه اصلی دارند، جنگ منطقهای از چند جغرافیا بهصورت همزمان شکل میگیرد و آمریکا دیگر امکان انتخاب و محدود کردن محل درگیری را نخواهد داشت.
در چنین شرایطی، دامنه جنگ بهسرعت به سایر کشورهای منطقه کشیده میشود. این مسئله بیش از همه هشداری برای متحدان آمریکا در منطقه است؛ کشورهایی که میزبان پایگاههای نظامی این کشور هستند یا ممکن است خاک و آسمان خود را در اختیار آن قرار دهند. این کشورها، بارها از سوی مقامات ایرانی بهصراحت هشدار گرفتهاند که میتوانند به اهداف مشروع تبدیل شوند.
علاوه بر تعدد جبههها، بازیگران جنگ منطقهای نیز متنوع خواهند بود. ایران طی دهههای گذشته مهمترین حامی گروههایی بوده است که امروز تحت عنوان «محور مقاومت» شناخته میشوند؛ محوری که دامنه آن از عراق و لبنان تا فلسطین و یمن امتداد دارد.
اگرچه بخشی از این جبهه در دو سال اخیر متحمل ضرباتی شده است، اما همچنان از نگاه آمریکا و بزرگترین متحد منطقهای آن، یعنی رژیم صهیونیستی، یک تهدید جدی محسوب میشود. این خطر وجود دارد که در صورت گسترش دامنه جنگ، این محور و بازیگران آن بهطور مستقیم وارد درگیری شوند.
حزبالله لبنان بهصراحت اعلام کرده است که جنگ ایران را جنگ خود میداند. اهمیت حزبالله از آن جهت است که مهمترین تهدید در حلقه پیرامونی رژیم صهیونیستی بهشمار میرود. در کنار آن، یمن، حشدالشعبی و دیگر گروهها نیز میتوانند وارد درگیری شوند و بر تعداد بازیگران جنگ بیفزایند.
در کنار آن یمن، الحشد الشعبی و دیگران نیز ممکن است وارد جنگ شوند که بر تعداد بازیگران می افزاید.
د- پیامدهای فراتر از میدان نبرد
یکی دیگر از مؤلفههای مهم جنگ منطقهای، پیامدهای آن است؛ پیامدهایی که به هیچوجه محدود به دو کشور متخاصم نخواهد بود. برای نمونه، جنگ روسیه و اوکراین اگرچه در ظاهر میان دو کشور جریان دارد، اما تبعات آن بهمراتب فراتر رفته و بسیاری از کشورهای اروپایی و حتی اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داده است.
این پیامدها صرفاً نظامی نیستند، بلکه ابعاد امنیتی، اقتصادی و سیاسی را نیز شامل میشوند. در صورت وقوع جنگ میان ایران و آمریکا، بهویژه اگر خلیج فارس به کانون اصلی درگیری تبدیل شود، امنیت انرژی و اقتصاد جهانی بهشدت تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
تهدید امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز تأثیر مستقیمی بر افزایش قیمت انرژی دارد و فشار سنگینی بر اقتصادهای وابسته به نفت و گاز منطقه ـ و حتی فراتر از آن ـ وارد خواهد کرد.
معنای راهبردی هشدار
با در نظر گرفتن این ملاحظات، هشدار رهبر انقلاب درباره تبدیل شدن جنگ به یک جنگ منطقهای، صرفاً یک هشدار نظامی نیست، بلکه ناظر به پیامدهای گسترده اقتصادی و امنیتی در سطح منطقه و حتی جهان است.
این سخن نه ابراز تمایل به آغاز جنگ است ـ چرا که ایران همواره تأکید کرده آغازگر جنگ نخواهد بود ـ و نه یک تهدید صرف، بلکه یک پیام بازدارنده روشن به آمریکا و متحدانش محسوب میشود.
به بیان دقیقتر، ایران خود را یک «جزیره تنها» در جنگ نمیبیند، بلکه مرکز یک شبکه بالقوه از درگیریها میداند که الزاماً آغازگر جنگ نیست، اما میتواند گسترشدهنده میدان باشد.
منبع: تسنیم